16/10/2016

سر بابا در آغوش دختر سه ساله

” وقتی سر مبارک ابی عبدالله را گذاشتند کنارش، با این دستان کوچک سر را برداشت و میان دامن گذاشت؛ بابا به مهمانی دختر خوش آمدی… عمه بیا گمشده پیدا شده خرابه امشب شب یلدا شده شام رقیه به سحر آمده باب رقیه ز سفر آمده صدا زد: لیتنی کنت عمیی، بابا کاش چشمهایم کور بودم تا سرت را بریده نمی دیدم. من الذی قطع وریدک، کدام ظالمی حلقومت را بریده بابا… منبع: اقتباس از روضه خوانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر رفیعی حفظه الله.”
16/10/2016

دختر سه ساله و سر بابا

” دل های شما را امروز ببرم دمشق، کنار قبر نازدانه ی اباعبدالله. بنده سالی ده روز و یا هقت روز به اقتضای زمانی که دارم، سوریه منبر می روم. سال گذشته (1385) شهریور ماه منبر می رفتم، جمعیت خوبی بود. یک خانم و آقای معلمی پیش من آمدند دختر خانم 16 و یا 17 ساله ای هم همراهشان بود. در حالی که گریه می کردند، گفتند: فلانی، ما هر سال برای زیارت سوریه می آییم. ما بچه دار نمی شدیم، پزشکان هم گفته بودند اولاد دار نمی شوید. ما آمدیم کنار قبر این نازدانه متوسل شدم، اولاد خواستیم، خداوند […]
16/10/2016

” ایام سوگواری اباعبدالله است.امشب اولین شب حضور اهل بیت در کوفه است. در کوفه چند تن هستند که آن ها را زندانی کردند. خاندان بزرگوار و با عظمتی که در زندان جای دادند. فکرها و ذهن ها در کربلا روی بدن هایی است که جلوی آفتاب مانده. نه امروز به خاک سپرده می شوند و نه فردا. طبق نقلی سه روز این بدن ها بر روی زمین ماندند و عصر دوازدهم به خاک سپرده شدند. خیلی بر امام سجاد و زینب کبری و اهل بیت علیهم السلام سخت گذشت، به خصوص در کوفه. زینب زمانی در این شهر درس […]
16/10/2016

فرزندان حضرت زینب علیها السلام

” شب چهارم محرم است. دل ها را روانه ی کربلای حسین کنیم. برای گل گل های پرپر زینب اشک بریزیم. روز عاشورا وقتی زینب دید حسینس غریب و تنهاست، لباس نو بر تن بچه ها کرد، صدا زد: عزیزان دلم، ببینید حسین غریب است و دیگر کسی را ندارد. ببینبد تکیه بر نیزه ی غریبی زده. آیا صدای «هل من ناصرش» را نمی شنوید؟ من دیگر نمی توانم گرد غریبی را در صورتش ببینم. شمشیر به دستشان داد بچه ها را آماده کرد، عزیزانش را خدمت برادر آورد، صدا زد: حسین جان، اجازه بده «عن» و «محمد» فدای تو […]
16/10/2016

زینب سلام الله علیها مظهر صبر

” حسن ظن به خداوند صفت ارزشمندی است،مخصوصا در امتحان ها. برادران و خواهران، یک نگاهی به تاریخ ارزشمند کربلا بیندازید، وقتی زینب کبری وارد مجلس دشمن شد این جمله معروف را فرمود:« ما رأیت الا جمیلا».(1) این جمله یعنی چه؟ یک آقایی برای من از کشتار مکه تعریف می کرد، می گفت: آن سالی که در مکه کشتار شد چهارصد نفر از ایرانی ها در درگیری ها به شهادت رسیدند. من برادرم را گم کردم، گفتند: بروید داخل بیمارستان ها را بگردید، پیدا می شود. دو سه تا بیمارستان رفتم جنازه ها را نگاه کردم اما برادرم را ندیدم. […]
16/10/2016

عمرو جناده و اذن میدان از امام گرفتن

” امشب دل های شما را روانه ی کربلا می کنم. چند جمله از یک جوان، مصیبت بخوانم. گاهی بعضی ها سن شان کمتر از تشخیص شان است؛به عبارت دیگر سن عقلی و بلوغ فکری شان از بلوغ جسمی شان بیشتر است. نوجوانی است در کربلا که سنش را ده یا یازده سال ذکر کرده اند. نامش را مختلف نوشته اند ولی همین قدر در تارخ آمده است که: شاب قتل ابوه فی المعرکه.(1) فرزند شهید است. پدرش در روز عاشورا و در معرکه و آوردگاه کربلا به شهادت رسید. مادرش هم کربلا بود. خدمت اباعبدالله آمد اجازه ی میدان […]
16/10/2016

غلام حسین علیه السلام

” جون غلام اباذر، غلامی است که ابی ذر به اباعبدالله و اهل بیت بخشیده است. جون غلام اباذر بود؛ یک غلام سیاه چهره، نه نسب هاشمی دارد، نه نسب سیادت دارد و نه در میان کسانی که آن جا هستند، ویژگی خاص دارد، فقط خدکتگذار است. روز عاشورا پیش اباعبدالله آمد و گفت: اجازه می دهید من هم میدان بروم و این جانم را فدا کنم. آقا یک نگاهی به چهره این غلام کرد، نمی خواست ردش کند. می خواست به او میدان بدهد، اختیار داشته باشد، با معرفت بیاید. فرمود: غلام، سال ها در کنار ما بودی و […]
15/10/2016

اولین سری که بالای نیزه رفت

“اباعبدالله، نیمه ی ماه رمضان مسلم را رسما به طرف کوفه فرستاد. مسلم از این روز تا روزی که به شهادت رسید؛ یعنی نهم ذی الحجه، این مدت را در شهر کوفه بود. اباعبدالله این ایام در مکه ی مکرمه بود. وقتی مسلم به نمایندگی امام به کوفه آمد در ابتدا مردم هم استقبال خوبی از او کردند و هم بیعت خوبی با او بستند، اما در پایان با او ناجوانمردی کردند. فتوت و جوانمردی را با نماینده خاص امام حسین رعایت نکردند. مسلم بن عقیل کسی است که قبل تولد، پیغمبر رو به علی بن ابی طالب کرد و […]
15/10/2016

سلام به اباعبدالله از بالای دارالاماره کوفه

“اباعبدالله پیش مرگانی داشت که قبل از عاشورا به شهادت رسیدند. می دانید حادثه ی عاشورا چندین پیش مرگ داشت که قبل از شهادت اباعبدالله خودشان را فدای آقا کردند؛ یکی از آن ها« قیس بن مسهّر» است. قیس بن مسهر سیدانی نماینده اباعبدالله در کوفه بود که قبل از امام حسین به شهادت رسید. من اسم این ها را پیش مرگ می گذارم. یکی از آن ها « سلیمان بن ابارزین » است که در شهر بصره به دار آویخته شد و در راه محبت اباعبدالله جان خودش را فدا کرد. این ها کسانی هستند که هنوز محرم آغاز […]
15/10/2016

اجازه گرفتن حضرت قاسم علیه السلام برای ورود به میدان نبرد

” علی اکبر روز عاشورا آمد، گفت: بابا بروم؟ گفت: برو، استأذن، فأذن؛ اما قاسم آمد، استأذن فلم یأذن، بروم؟ نه نرو؛ اجازه به قاسم نداد، با اینکه فرزند خودش را بلا فاصله اجازه داد. چه کرد؟ اعتنقه، عزیز برادر را میان آغوش گرفت، صورتش را روی صورت قاسم گذاشت؛ نوشتند آنقدر این دو در بغل هم گریه کردند که حتی غشی علیهما، هر دو به حالت غش روی زمین افتادند، باز هم به او نفرمود که برو. با زحمت سعی می کند که یک جوری از امام حسین اجازه بگیرد؛ بلند شد و پاهای عمو را بوسید، دستهای عمو […]