15/10/2016

بی وفایی اهل كوفه و گریه مسلم(ع) برای امام حسین(ع)

“شنیده اید که حضرت مسلم آن نامه را نوشت؛ اما ببینید که تعاون کوفی ها بر بِرّ و تقوا چه جوری است که ما نباید این جوری باشیم. بعد از آنکه عبیدالله وارد کوفه شد و آن جریاناتی که نمی خواهم بگویم کار مسلم به اینجا می کشد که می گویند، وقتی وارد مسجد می شود مسجد از جمعیت پر بوده است. با اینکه عبیدالله آمده بود، در مسجد غوغایی بود. اما بعد با تهدید و تطمیع که همان امور نفسانی است صحنه عوض می شود و کار مسلم به جایی می رسد که وقتی غروب می شود و می […]
15/10/2016

روضه حضرت قاسم

“امام حسین روز عاشورا، در چند مورد نفرین کردند. من به یک موردش اشاره می‌کنم که در آن موارد دل حسین (علیه السلام) خیلی سوخت. یعنی صحنه، برای حسین (علیه السلام)، صحنه جان‏گذازی بود که اینها را نفرین کرد. با اینکه می‏دانست انجام کارشان چیست، باز هم آنها را نفرین کرد. در یک عبارت گفت: «اللَّهُمَّ احْبِسْ عَنْهُمْ قَطْرَ السَّمَاءِ وَاحرِمهُم بَرَکَاتِکَ اللَّهم لاتَرضَ عَنهُم أبَداً».[7] خدایا بارش آسمان را از آنان بازدار! از برکت‏هایت محرومشان کن! بار خدایا! هرگز از این مردم خشنود نشو! کجا بود که امام این جملات را گفت؟! من حالا یکی‏ از آنها را می‌گویم. […]
15/10/2016

توسل به قمر بنی هاشم علیه السلام

” امشب شب جمعه است؛ این طور شنیده ام که امام زمان(صلوات الله علیه) یک توسّل را خیلی دوست دارد. من می خواهم یک جمله بیشتر نگویم. خودم حاجت دارم، شما هم حاجت دارید. شب جمعه ماه مبارک رمضان است؛ شب های جمعه یکی پس از دیگری دارد می گذرد. نمی دانیم چه شد و چه کردیم. اینجا حسین(علیه السلام) به دیدار این برادر آمد، امّا کربلا یک وقت صدای اباالفضل(علیه السلام) را شنید که می گوید: «یا أخاه ادرک أخاک»؛ حسین(علیه السلام) با عجله آمد. امّا با چه وضعی روبرو شد؟ جملاتش گویا است: «الآن إنکسر ظهری»… اباالفضل(علیه السلام) […]
15/10/2016

ذکر توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها

“من یک دعا از علی(علیه السلام) نقل می کنم و وارد توسلم می شوم. علی(علیه السلام) وقتی زهرا(سلام الله علیها) از دنیا رفته بود و جنازه حضرت روی زمین بود، «لَمَّا مَاتَتْ فَاطِمَةُ(سلام الله علیها) قَامَ عَلَیْهَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(علیه السلام)» آن گاه که زهرا درگذشت، امیرالمؤمنین کنار جنازه اش ایستاد. «وَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنِّی رَاضٍ عَنِ ابْنَةِ نَبِیِّكَ» اینطور دعا کرد: خدا! من از دختر پیغمبرت راضی هستم. «اللَّهُمَّ إِنَّهَا قَدْ أُوحِشَتْ فَآنِسْهَا»؛ خدا! اکنون که فاطمه تنها شده، تو خودت همدم او باش. «اللَّهُمَّ إِنَّهَا قَدْ هُجِرَتْ فَصِلهَا» خدایا! فاطمه جدا شد، ولی تو وصلش کن. آخرین جمله اش […]
15/10/2016

توسل به حضرت زهرا

“توسل من معلوم است و همه‌تان هم می‌دانید؛ توسلم به باطن لیلة‌القدر است. اوّل چند جمله از خود زهرا(سلام‌الله علیها) نسبت به آن حادثه نقل می‌کنم. «وَ رَكَلَ‌ الْبَابَ‌ بِرِجْلِهِ فَرَدَّهُ‌ عَلَیَ وَ أَنَا حَامِلٌ»؛ چنان لگدی به آن درِ نیم سوخته زد و آن را بر روی من انداخت، در حالی که من باردار بودم. «وَ النَّارُ تُسْعَرُ»؛ آتش زبانه می‌کشید. زهرا(سلام‌الله علیها) می‌گوید: لگدی زد و در را بر روی من انداخت، «وَ تَسْفَعُ وَجْهِی»؛ من با صورت بر روی زمین افتادم. آتش زبانه می‌کشید و چهرة من را می‌سوزاند. «فَیَضْرِبُ‌ بِیَدِه»؛ با دست به من سیلی زد. […]
15/10/2016

توبه جناب حر

” می نویسند در روز عاشورا ابتدا امام حسین(علیه السلام) با حضرت ابالفضل(سلام الله علیه) آمدند و ملاقاتی با عمر سعد(لعنةالله علیه) داشتند. به اصطلاح، سَرانِ این طرف با سَرانِ آن طرف ملاقات کردند. حُرّ هم با عمر سعد و در جرگه آن ها بود. امام حسین(علیه السلام) آنجا هم شروع کرد این ها را موعظه کردن و تذکردادن و… ؛ بعد هم پیشنهادهایی کردند که هیچ کدام را عمر سعد نپذیرفت. خوب، امام حسین(علیه السلام) اتمام حجّتش را کرد و برگشت. در تاریخ و مقاتل می نویسند حُرّ رو کرد به عمر سعد و گفت: هیچ کدام از پیشنهادهای […]
15/10/2016

تمثل صحنه عاشورا بر امام علی(ع)

“برویم خانه علی(علیه السلام). برویم آنجایی که همه چیزمان را از آنجا داریم. در روایات می نویسند علی(علیه السلام) امشب در بستر بود. اطراف بستر علی(علیه السلام) فرزندانش بودند. حضرت ابتدا رو کرد به پسر بزرگترشان امام حسن(علیه السلام) و با او شروع کرد صحبت کردن و وصیت هایی به فرزندش کرد؛ بعد خطاب کرد به همه فرزندانش؛ یعنی امام حسن، امام حسین، ابوالفضل(علیهم السلام)؛ همه نشسته اند؛ حتّی دخترها از جمله زینب (سلام الله علیها) هم نشسته اند. به آن ها فرمود: بعد از من فتنه ها از هر طرف به سمت شما می آید. اینجا شخص خاصی را […]
15/10/2016

روضه امام علی علیه السلام

“اهل بیت(ع) وسیله تمسک به خداوند/ حاج آقا مجتبی تهرانی البته در این راه به وسیله احتیاج داریم. «وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَه». ما هم امشب به خانه‎ای که پر از وسیله است می‎رویم و آن، خانه علی(علیه‎السلام) است. خودش، همسرش، فرزندانش، حسین و حسنش، همه وسیله‏هایی هستند که به آنها متوسّل می‏شویم. می‎نویسند علی(علیه‎السلام) در ماه مبارک رمضان هر شب منزل یکی از فرزندانش افطار می‏کرد. شب نوزدهم ماه مبارک رمضان منزل دخترش ام‏کلثوم بود. روایت را او نقل می‎کند. می‎گوید پدرم هنگام مغرب آمد و به نماز ایستاد؛ من برای پدر افطار حاضر کردم و در طَبَق مقداری نان […]
15/10/2016

توسل به امام علی علیه السلام

“در روایات داریم که وقتی آن حادثه عظیم در صبح روز نوزدهم ماه مبارک رمضان واقع شد، علی(علیه‏السلام) فرمودند: «فُزتُ وَ رَبِّ الکَعبَه»؛ قسم به پروردگار کعبه که به هدفم رسیدم؛ از این نشئه عبور کردم و به نشئه آخرت رسیدم. حضرت بعد از آن ضربه نمی‎توانستند خود را نگه دارند و دائماً به راست و چپ متمایل می‎شدند. امام حسن(علیه‏السلام) نماز را ادامه دادند و علی(علیه‏السلام) بقیّه نماز را نشسته خواندند و سپس حضرت را به صحن مسجد آوردند. امام حسن(علیه‏السلام) سر پدر را به دامن گرفته و شروع به گریه کردند و سپس رو به پدر فرمودند پدر! […]
15/10/2016

وصیت امیرالمؤمنین(ع) بر غسل و دفن شبانه وی

“ما در روایات داریم که علی(علیه السلام) در وصیت هایی که به امام حسن (علیه السلام) فرمودند، یکی از آن ها این بود كه من را شب غسل بده و شب دفن کن. واقعاً مسأله عجیبی است! خلیفه مسلمین را شب غسل دهند؟! چرا؟ قضیه چه بوده است که حضرت وصیت كرد، من را شب غسل بده و من را شب دفن کن؟ چرا محلّ دفن را هم مخفی نگه داشتند؟ می دانید که محلّ دفن علی(علیه السلام) یعنی همین جایی كه الآن در نجف است ، بیش از یک قرن مخفی بود و کسی نمی دانست كه حضرت كجا […]