15/10/2016

اهل بیت بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

” پیامبر (ص) با شروع بعثتش دانشگاه انسان ساز خود را تاسیس کرد. زحمات زیادی کشید و خون دلهای فراوان خورد تا این دانشگاه رونق گرفت.اساتید دانشگاه را نسل در نسل معرفی کرد و فرمود : از شما اجری نمی خواهم مگر مودت دوستی و احترام به اساتید این دانشگاه. به امر حق به دارالملک هستی محمد کرد دانشگاه تاسیس علی داماد خود استاد کل را در انجا نصب کرد از بهر تدریس بود برنامه اش تبیان قرآن بر این استاد و این برنامه تقدیس اگر خواهی شوی انسان کامل به دانشگاه احمد نام بنویس (بصیر اصفهانی) اما بعداز رسول […]
15/10/2016

در سوگ پدر

“نوشته اند همین که پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم حالش بد می شد و رنگش تغییر می کرد؛ حضرت زهرا علیهاالسلام گریه می کرد و می فرمود:وَا کَرباه لِکَربِکَ یا ابتاه؛ همین که پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم متاثر می شد، اشک فاطمه علیها السلام جاری می گشت. در میان جسم نبی مانده و تنهاست علی دا مولاست کزین داغ گران می سوزد جسم بی جان پدر بیند و حال شوهر زین مصیبت دل زهرای جوان می سوزد خیلی این پدر و دختر صمیمی بودند. فاطمه علیهاالسلام این ایام از بالایس سر بابا تکان نمی خورد، […]
15/10/2016

احترام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم

“از ابن عباس روایت شده رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم هنگام بیماری لحظه ای بهوش گردید در آن هنگام در خانه فاطمه کوبیده شد فاطمه فرمود: کیستی؟ کوبنده در گفت: مرد غریبی هستم از رسول خدا پرسشی دارم. فاطمه گفت:برگرد اکنون پدرم بیمار است. آن شخص غریب رفت و پس از آن لحظه ای باز آمد و در خانه را کوبید و همان کلمات را تکرار کرد. در آن هنگام پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به هوش آمد و فرمود: فاطمه جانم، آیا می دانی این شخص کیست؟ این کسی است که جمعیت ها را پراکنده […]
15/10/2016

حضرت زهرا سلام الله علیها در بالین پدر1

الْبُخَارِیُّ وَ مُسْلِمٌ وَ الْحِلْیَةُ وَ مُسْنَدُ أَحْمَدَ بْنِ حَنْبَلٍ رَوَتْ عَائِشَةُ أَنَّ النَّبِیَّ(ص) دَعَا فَاطِمَةَ فِی شَکْوَاهُ الَّذِی قُبِضَ فِیهِ فَسَارَّهَا بِشَیْ‏ءٍ فَبَکَتْ ثُمَّ دَعَاهَا فَسَارَّهَا فَضَحِکَتْ فَسَأَلْتُ عَنْ ذَلِکَ فَقَالَتْ أَخْبَرَنِی النَّبِیُّ ص أَنَّهُ مَقْبُوضٌ فَبَکَیْتُ ثُمَّ أَخْبَرَنِی أَنِّی أَوَّلُ أَهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ فَضَحِکْتُ‏. کِتَابُ ابْنِ شَاهِینٍ قَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ وَ عَائِشَةُ إِنَّهَا لَمَّا سُئِلَتْ عَنْ بُکَائِهَا وَ ضِحْکِهَا قَالَتْ أَخْبَرَنِی النَّبِیُّ ص أَنَّهُ مَقْبُوضٌ ثُمَّ أَخْبَرَ أَنَّ بَنِیَّ سَیُصِیبُهُمْ بَعْدِی شِدَّةٌ فَبَکَیْتُ ثُمَّ أَخْبَرَنِی أَنِّی أَوَّلُ أَهْلِهِ لُحُوقاً بِهِ فَضَحِکْت‏. عایشه نقل می کند که پیامبر(ص) در بیماری که منجر به وفاتشان گردید فاطمه(س) را خواست و […]
15/10/2016

حضرت زهرا سلام الله علیها به یاد پدر2

“اذان آخر بلال رُوِیَ أَنَّهُ لَمَّا قُبِضَ النَّبِیُّ ص امْتَنَعَ بِلَالٌ مِنَ الْأَذَانِ قَالَ لَا أُؤَذِّنُ لِأَحَدٍ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِنَّ فَاطِمَةَ ع قَالَتْ ذَاتَ یَوْمٍ إِنِّی أَشْتَهِی أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَ مُؤَذِّنِ أَبِی ع بِالْأَذَانِ فَبَلَغَ ذَلِکَ بِلَالًا فَأَخَذَ فِی الْأَذَانِ فَلَمَّا قَالَ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ ذَکَرَتْ أَبَاهَا وَ أَیَّامَهُ فَلَمْ تَتَمَالَکْ مِنَ الْبُکَاءِ فَلَمَّا بَلَغَ إِلَى قَوْلِهِ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ شَهَقَتْ فَاطِمَةُ ع وَ سَقَطَتْ لِوَجْهِهَا وَ غُشِیَ عَلَیْهَا فَقَالَ النَّاسُ لِبِلَالٍ أَمْسِکْ یَا بِلَالُ فَقَدْ فَارَقَتِ ابْنَةُ رَسُولِ اللَّهِ ص الدُّنْیَا وَ ظَنُّوا أَنَّهَا قَدْ مَاتَتْ فَقَطَعَ أَذَانَهُ وَ لَمْ یُتِمَّهُ فَأَفَاقَتْ فَاطِمَةُ […]
15/10/2016

قصاص عکاشه

” اواخر عمر شریف پیامبر(ص) بود.رسول خدا در پایان خطبه ای فرمود:ای گروه مسلمان!من شما را به خدای متعال و به حق خودم بر شما سوگند میدهم که هر کس حقی بر گردن من دارد،بلند شود و از من طلب کند.کسی بلند نشد.برای مرتبه ی دوم و سوم سوگندشان داد. پیرمردی “”عکاشه “”بلند شد وجمعیت را شکافت و جلو رفت تا مقابل رسول خدا قرار گرفت.گفت :پدر و مادرم فدای تو باد !در یکی از غزوات با شما بودم.بر میگشتیم که شتر من به شتر شما نزدیک شد. من نزدیک شما آمدم تا پای شما را ببوسم. تازیانه شما فرود […]
15/10/2016

سنگ پرتاب کردن دشمنان اهل بیت علیهم السلام از احد تا کربلا و شام

” روز جنگ احد،روز سختی بود.روز گرفتاری و امتحان بود. در اثر غفلت عده ای دشمن به میان لشکر مسلمانان زد وآنها را متلاشی کرد. خداوند عده ای را به شهادت گرامی داشت تا اینکه دشمن به رسول خدا دسترسی پیدا کرد و انقدر سنگ به حضرت زدندتا به پهلو افتاد.دندان رباعی اش شکست و صورت و لب مبارکش مجروح شد؛به حدی که خون از صورتش جاری شد.حضرت به خون ها دست میکشید و میفرمود:چگونه رستگار خواهد شد،قومی که صورت پیامبرش را با خون رنگین کند؛در حالی که او آنان را به سوی پروردگارشان دعوت میکند؟ سختی این روز در […]
15/10/2016

سخت ترین روز های پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم

“قریش رسول خدارا مذمّم؛ یعنی نکوهیده(در مقابل محمد به معنای ستوده) مینامیدند. و او را دشنام میدادند.سخت ترین روزی که از سوی قریش بر رسول خدا گذشت، روزی بود که حضرت از منزل بیرون آمد. هرکه او را دید اعم از برده و آزاد،تکذیبش کرد و آزار و اذیتش نمود. رسول خدا در همین حال به منزل باز گشت و از شدت اندوه و غم، جامه ای به خود پیچید؛اما خداوند این آیه را بر او نازل کرد “”یا ایها المدثر قم فانذر”” ای جامه به خود پیچیده به پا خیز و انذار کن. عرض من این است :بعد از […]
15/10/2016

جسارت دشمنان به اهل بیت بعد پیامبر

” زمانی که قریش دید، یاران رسول خدا (ص) به حبشه مهاجرت کرده اند و امنیت و آرامش یافته اند و اسلام در بین قبایل مختلف گسترش پیدا کرده است گرد هم جمع شدند و بر ضد بنی هاشم پیمان نامه ای را نوشتند.قرار شد به آنها دختر ندهند و از آنها دختر نگیرند.هیچ کالایی به آنها نفروشند و هیچ کالایی را هم از آنها نخرند.زمانی که تصمیم آنها قطعی شد،آن را در صحیفه ای نوشتند و به نشان تاکید بر عمل،آن را در کعبه نصب کردند.نویسنده این نامه “”منصوربن عکرمه “”بود.رسول خدا (ص) نویسنده این نامه را نفرین کردو […]
15/10/2016

امیرمؤمنان علیه السلام بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله

” این روایت را هم سنی ها نقل کرده اند و هم شیعه ها.(1) روایت این است که رسول خدا صلی الله علیه وآله با حضرت امیر علیه السلام در کوچه های مدینه راه می رفتند که به باغی رسیدند. امیرمؤمنان علیه السلام عرض کرد:« یا رسول الله ما أحسن هذه الحدیقة؛ ای رسول خدا! این باغ، چه باغ خوبی است!» حضرت فرمود: «ای علی! باغ تو در بهشت، بهتر از این باغ است.» آن دو بزرگوار، از هفت باغ گذشتند. گاهی کوچه باغ ها خلوت بود و هیچ کس در آن جا نبود. در یکی از این کوچه باغ […]