16/10/2016

مادران شهید زینب گونه رفتار کردند

” همه حوادث عاشورا، گریه آور و دردناک است. هر بخشی را شما بگیرید از ساعتی که وارد کربلا شدند، صحبت امام حسین، حرف او، خطبه او، شعر خواندن او، خبر مرگ دادن او، صحبت کردن با خواهر، با برادرها، با عزیزان، همه اینها مصیبت است تا برسد به شب عاشورا و روز عاشورا، ظهر عاشورا و عصر عاشورا. یک گوشه‌ای از آنها را من حالا عرض میکنم. این روزها، روزهای روضه و گریه است؛ شما هم همه جا می‌شنوید، بنده هم برای اینکه در این میهمانی عظیم حسینی، مختصری خودم را وارد کرده باشم این چند کلمه را عرض […]
16/10/2016

روضه حضرت زینب و اسرای کربلا- حجة الاسلام پناهیان

“بسم الله الرحمن الرحیم آرامش کاذب. یه دعا کنم بحثُ یه ذره دیگه ببرم جلو. خدایا بدون بلا آرامش کاذب ما رو برطرف بگردان. (الهی آمین). خدا الان نگا میکنه میگه خیلی رندانه بودا! آخه ما فقط معمولا با بلا برطرف می کنیم.یک کشیده می خوابونیم تو گوشش این آرامش کاذب برطرف بشه. نه دیگه خدایا ما المؤمن کیّس. ما بلدیم چه جوری دعا کنیم. زیرکی هایی در ادعیه وجود داره برید نگاه کنید. خیلی قشنگه. خدایا من گناه میکنم، نمی گی عوضش چقدر امید به تو دارم؟ درستش کرد. یه جوری درستش کرد. اونوقت تو امیدوار به خودت رو […]
16/10/2016

نماز نشسته زینب سلام الله علیها

” امام سجاد (ع) فرمود: «ان عمتی زینب کانت تؤدی صلواتها، من قیام الفرائض و النوافل عند مسیرنا من الکوفة الی الشام وفی بعض منازل کانت تصلی من جلوس لشدة الجوع والضعف» عمه ام زینب در مسیر کوفه تا شام همه نمازهای واجب و مستحب را اقامه می نمود و در بعضی منازل به خاطر شدت گرسنگی و ضعف، نشسته ادای تکلیف می کرد. منبع: ریاحین الشریعه، ج 3، ص62.”
16/10/2016

روضه خوانی پیامبر صلی الله علیه وآله در ولادت

“و لما ولدت السیدة زینب (علیها السلام) أخبر النبی الکریم بذلک، فأتى منزل إبنته فاطمة، و قال : یا بنیة إیتینی ببنتک المولودة. فلما أحضرتها أخذها النبی و ضمها إلى صدره الشریف، و وضع خده على خدها فبکى بکاءً شدیداً عالیاً، وسالت دموعه على خدیه. فقالت فاطمة : مم بکاؤک، لا أبکى الله عینک یا أبتاه. فقال : یا بنتاه یا فاطمة، إن هذه البنت ستبلى ببلایا و ترد علیها مصائب شتى، و رزایا أدهى. یا بضعتی و قرة عینی، إن من بکى علیها، و على مصائبها یکون ثوابه کثواب من بکى على أخویها. ثم سماها زینب. زمانی که خبر […]
16/10/2016

مصیبت های حضرت زینب سلام الله علیها

“سر به دریای غم ها فرو می کنم من اسیر توام نی اسیر عدو گر پریشان شدم همچو گیسوی خویش گوهر خویش را جستجو می کنم من تو را کوبه کو جستجو می کنم حکم عشقت روا مو به مو می کنم کسی نگوید دشمن، حضرت زینب(سلام الله علیها) را اسیر کرده؛ من با فرمان تو آمدم و پای فرمان تو ایستادم. کسی نگوید حضرت زینب(سلام الله علیها) چرا پیر شدی؟ چرا موهایت سفید شده؟ چرا چشمت کم سو شده؟ چرا آن قدر می سوزی و گریه می کنی؟ چطور می توانم گریه نکنم؟ من احرام محبت و عشق بستم. […]
16/10/2016

مصیبت های حضرت زینب سلام الله علیها

” این مصیبت های عظیم چه می کند با مثل زینبی! آمد در گودی قتلگاه موانع را کنار زد دید عجب! نمی دانم چه دید، با تعجب صدا زد: «انت اخی؟ اانت ابن والدتی؟» دید سر در بدن نیست، یک عضو سالم در این بدن باقی نمانده. در نقل دارد سیصد و اندی جراحت بر این اندام وارد شده بود. غیر از اینکه این بدن زیر سم اسب ها رفته و عجیب تر اینکه (آدم شرمش می آید) حتی آن لباس کهنه را غارت کردند. شروع کرد به روضه خواندن، عجب روضه ای خواند حضرت زینب(سلام الله علیها). ابتدا برای […]
16/10/2016

شهادت عزیزترین های زینب سلام الله علیها در میدان مبارزه کربلا

” روز عاشورا هنگامی که ناگزیر بودن کارزار مسجّل شد، اصحاب نگذاشتند که تا زنده هستند فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله به میدان روند و کشته شوند. اما هنگامی که تمامی یاران امام علی علیه السلام جانفشانی کردند و به شهادت رسیدند، نوبت اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله شد که خود را فدای حق و حقیقت نمایند. در این لحظات سخت فرزندان علی (ع)، جعفر طیار، عقیل، امام حسن علیه السلام و سید الشهداء علیه السلام گردهم آمدند، یکدیگر را در آغوش کشیدند و با هم وداع کردند. در حدیثی است از رسول خدا […]
16/10/2016

زینب اگوی تام صبرو استقامت

” برخى از دوستان عبد اللَّه بن جعفر بنزد عبد اللَّه رفته خبر کشته شدن دو پسرش را باو داد، عبد اللَّه گفت: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ» پس ابوالسلاسل غلام عبد اللَّه گفت: این اندوهى است، که ما از ناحیه حسین بن على داریم (و او باعث این مصیبت شد؟) عبد اللَّه نعلین خود را باو زده او را از نزد خود دور کرده گفت: اى پسر زن لخناء (دشنامى است در عرب) أَ لِلْحُسَیْنِ تَقُولُ هَذَا وَ اللَّهِ لَوْ شَهِدْتُهُ لَأَحْبَبْتُ أَلَّا أُفَارِقَهُ حَتَّى أُقْتَلَ مَعَهُ آیا در باره حسین علیه السّلام چنین گوئى؟ بخدا اگر من […]
16/10/2016

وداع با حضرت زینب سلام الله علیها

” شما این جملۀ حضرت زینب(سلام الله علیها) درشب عاشورا را شنیده اید؛ گویای این است که با بودن امام حسین(علیه السلام) همۀ مصیبت ها قابل تحمل بود. وقتی شب عاشورا امام حسین(علیه السلام) به حضرت زینب(سلام الله علیها) فرمود: خواهرم! جدم از من بهتر بود، رفت. پدرم از من بهتر بود، مادرم از من بهتر بود، برادرم از من بهتر بود؛ همۀ این ها رفتند. عرض کرد: برادرم! همۀ این ها رفتند، دلم خوش بود که شما هستید. شما جای همۀ آن ها را برای ما پر می کردید. تا شما بودید مصیبت آن ها برای ما قابل تحمل […]
16/10/2016

” من دل زینبُ به شما معرفی کنم. وقتی کاروان برگشت به سمت مدینه، یزید از بس نابود شده بود در اثر فشاری که به اهل بیت آورده بود، گفت دیگه این کاروانُ اذیت نکنید. به ساربان گفت دیگه اذیت نکنید با احترام ببرید. می خواست دیگه اینجوری برا خودش آبرو درست بکنه. که ما به اهل بیت احترام گذاشتیم. چقدر بچه های حسین مقاومت کردن تا کار به اینجا رسید. چقدر زجر کشیدن تا کار به اینجا رسید. خب این کاروان رو آوردن، خسته، کوفته، بی حسین. زینب می خواد برسه، وارد شهر مدینه بشه. نزدیکی های شهر مدینه […]