معيشت عاشورا «۷»

معيشت عاشورا «۷»

يا لطيف
سخنراني حجةالاسلام سيد محمد انجوي‌نژاد
موضوع : معيشت عاشورا «۷»
بحث ما در قسمت هفتم معيشت عاشوراست . از بحث ديشب يه تتمه اي مونده ، اون هم بحثي كه راجع به روزي داشتيم ، از امام صادق(ع) اين روايت رو نقل كردن .
« عليكم بدين العجائز » بر شما باد به دين عجوزه ها . عجوزه به معناي كسي است كه ناتوانه و عجز داره . به همين خاطر به انساني كه يه سن و سالي ازش گذشته باشه و توانايي رفع حوائج خودش رو نداشته باشه ،‌ عاجز مي گن .
يا گدايي كه مياد گدايي مي كنه ، چون نمي تونه خودش حوائج خودش رو برآورده كنه ، مي گه به من عاجز كمك كنيد .
عاجز يعني كسي كه براي خودش مقدور نيست كه حوائج خودش رو بر طرف كنه . امام صادق(ع) مي فرمايند : « عليكم بدين العجائز » بر شما باد كه دينتون ، دين عاجزان باشد .
عاجز يعني كسي كه در پيشگاه خداوند تبارك و تعالي حرفي از خودش براي گفتن نداره . چه در امر معيشت دنيا ، چه در امر معاد و آخرتش .
در معاش و معاد به خداوند تبارك و تعالي اظهار عجز مي كنه ، كما اينكه در روايتي كه شايد شنيده باشيد ، حضرت موسي(ع) قصد كرد كه شكر خدا رو به جا بياره . شروع كرد به شكر كردن ، حمد گفتن ، سجده كردن . نمازي كه خودش مي خوند .
بعد از مدتي كه اين كارها رو كرد ، فكر كرد كه همين رو هم داره با امكاناتي كه خدا بهش داده مي خونه ، رو كرد به خداوند تبارك و تعالي و گفت : من عاجزم از اينكه شكر تو رو بجا بيارم .
خداوند فرمود : الان شكر من رو به جا آوردي .
يعني اگه ما در زندگي به مقام عجز كه مي رسيم ، بهترين مقام براي بندگي است .
خدايا نمي تونم . نه شكرت رو مي تونم ، نه مي تونم نسبت به امكاناتي كه بهم دادي كاري كه ازم مي خواي و توقع داري انجام بدم و نه مي تونم اون كارهايي كه گفتي نكن رو نكنم . اين عجزه .
يعني اگر يه كسي به خدا بگه نمي تونم گناه نكنم ، خودش يه مقاميه . كه آدم بايد اول به اين مقام برسه ، بعد سراغ توبه بره .
در بحث روزي مادي و معنوي هم همينه . يعني بايد دينمون ، دين كساني باشد كه عاجز هستند . « عليكم بدين العجائز »
اين تتميمي راجع به بحث ديشب بود . و حلقه اتصاليست بين قسمت اول بحث امشب و بحث ديشب . « عجز و شرح »
خيلي از مردم هستن كه فقط به قواي خودشون اطمينان دارن و چون به قواي خودشون اطمينان دارن ، با قدرت خودشون حساب كتاب مي كنن . خيلي ضعيفند .
وقتي اميرالمؤمنين(ع) مي فرمايند : «‌ اَنَا عَبدُكَ الضَّعيفُ الذَّليلُ الحَقيرُ المِسكينُ المُستَكين » دارن قواي خودشون رو مي گن .
اما وقتي به خدا فكر مي كنن ، خليفه الله مي شن . اميرالمؤمنين(ع) حرف ديشب رو مي زنن . انا الاول ، انا الاخر ، انا الظاهر ، انا الباطن .
يعني اگر من و تو خودمون تنهايي ، فقط خودمون رو در نظر بگيريم هيچي نيستيم . اما وقتي به عنوان يك بنده خودمون رو در نظر بگيريم ، يعني به خدا منتسب
مي شيم ، اونجا ديگه ما و خدا با هميم .
مثلاً طرف مي گفت : من و باجناقم با همديگه ، در آمدمون ۵ ميليون تومن در ماهه . ـ بارك الله . چه جوريه ؟ گفت : من ۱۰۰ هزار تومن مي گيرم ، اون ۴ ميليون و ۹۰۰ .
ولي ما با هميم . بعضي وقتها ما اينطوريم . ما و خدا با هم خيلي قدرت داريم .
چقدر ؟ ما هيچي ، اون همه چي .
بحث ما در اينه كه بعضي وقتها وقتي خود آدم احساس كنه كه عاجزه ، عجوزه ، عجوزه است ، مجبور مي شه به يك قدرت خيلي بالاتري تكيه كنه ، با اون قدرت خودش رو معرفي كنه .
لذا براي انسان نگفتن انسانه . گفتن : خليفه الله ! جانشين خدا .
امروز يه آدمي داره توي خيابونهاي شيراز راه مي ره ، هيچ قدرتي نداره . فردا يه تيكه كاغذ براي اين آدم مياد كه شما از طرف رئيس جمهور به استانداري فارس منسوب شديد . يدفعه همون آدم مي شه قدرتمندترين فرد اجرايي استان .
اين از كجا اومد ؟ از اونجايي كه تونست رئيس جمهور رو راضي كنه كه بنده
مي تونم اين كار رو انجام بدم .
من و شما عبدي هستيم كه اگر به درجه عجز برسيم ، بعدش به سراغ شرح ميايم . يعني باز شدن ، قدرتمند شدن . در صورتي كه خودمون رو به خدا وصل كنيم .
براي همينه كه بعضي از مردم قدرتهاي مادي دارن ، خدا ندارن ، زمين مي خورن . بعضي از مردم قدرتهاي مادي ندارن ، خدا دارن ، تا آخر عمرشون سربلندند .
يعني وقتي خدا آدم رو بالا مي كشه ،‌ تمام كره خاكي دست به دست هم بدن تا آدم رو يك سانت پايين بكشن ، نمي شه . و وقتي كره خاكي آدم رو بالا مي كشه ، اگر خدا يك سر سوزن رهاش كنه طرف زمين مي خوره . خيلي راحت !
آبروهايي كه به يك ثانيه ريخته شده و آبروهايي كه به يك ثانيه برگشته .
كسي كه يدفعه ،‌ كسي هم نفهميد . ( ديشب در دعاي كميل خونديم . كَم مِن ثناءٍ جَميلٍ لَستُ اَهلاً لَهُ نَشَرتَهُ » رابطه بين عجز و شرح و بسطه . يعني « كَم مِن ثَناءٍ جَميلِ لَستُ اهلاً لَهُ » من هيچي ندارم . اين چيزهايي كه مردم راجع به من فكر
مي كنن ، اين خوبيها توي من نبوده . نشرته ، وصل شدم به تو ، تو پخشش كردي .
چرا بعضي از جوانان ما سعي مي كنن براي خودشون با دروغ غرور و اعتبار كسب كنند ؟‌ چون به مقام عجز نرسيدن .
توي مصداق ها بهش مي رسيم كه بعضي جاها چقدر عجز خوب جواب ميده . اتفاقاً عاجز بودن براي انسان غرور مياره .
فكر نكنيد هر كس گفت من عاجزم ، گداست ، بايد غرورش رو بشكنه . نه ! خيلي وقتها عجز براي انسان غرور مياره .
شرح صدر ! شرح صدر يعني چي ؟ يعني فراخي سينه . فراخي سينه يعني بالا بودن ظرفيت و تحمل . ( ديشب بهش اشاره كردم ، گفتم امشب خدمتتون عرض مي كنم كه چگونه مي شه اين رو باز كرد . )
در زندگيمون ، در مسائل مادي و مسائل معنوي .
بعضي از مردم بِسان يك فنجان آب مي مونن . وقتي كوچكترين تلنگري به بدنه اين فنجان مي خوره از بالا تا پايين آب شروع به لرزيدن مي كنه . كلش مي لرزه .
برخي مردم نه ، ظرفيتشون خيلي بيشتره .
شما بعضي وقتها به سطح آب دريا نگاه مي كنيد ، مي بينيد موج هاي بسيار زياد بالا مياد ، پائين مي ره ،‌ همه چيز رو بهم مي ريزه . اما اگر يك كيلومتر از اين دريا پايين تر بريد ، يك كيلومتر عمق پيدا كنيد ، مي بيني اون پايين زندگي با آرامش كامل در جريانه ، هيچ كس هم خبر نداره در سطح آب چه خبره .
يعني چون اينها دريا هستن ،‌ هيچ بادي نمي تونه حركتشون بده و اگر حركت بده سطحشون رو حركت ميده ، دل آرامه .
لذا اوليا و معصومين ما هيچوقت غضبشون ، غضب باطني نيست . غضبشون ، غضب ظاهريه .
يعني موجهاي كف روحشونِ كه بلند مي‌شه . دلشون هميشه آرامه . كاملاً‌ هم آرامه.
حالا چند كيلوند ؟ مهم نيست . شرح صدر به گستره سينه ربطي نداره ، كه بگيم طرف سينه اش خيلي بزرگه ،‌ پس خيلي شرح صدر داره . نه !
آخوند ملا حسين قلي همداني ۴۵ كيلو بود . ولي چيكار مي شه ؟ سينه باز مي شه . چرا ؟ چون وصل به خداست . خدا به انسان ظرفيت ميده ، خدا به انسان جنبه ميده .
بسياري از اختلافات دنيايي ما سر اينه كه اصلاً تحمل هيچگونه فشاري رو نداريم . يعني بعضي از مردم فكر مي كنن هيچكس نبايد در دنيا به اينها از گل بالاتر بگه .
از قبل به خودشون فكر نكردن كه در دنيا نصفي از مردم بهش خوب مي گن ، نصفي بد . من بايد تحمل اين بدي رو داشته باشم .
پيامبر اكرم(ص) فرمودند : اگر كسي طوري باشه كه كسي بهش بد نگه ، اين منافقه . چون خصوصيت دنيا اينه . اگر يك آدم سالمي باشه ،‌ يه عده اي بايد بهش بد بگن .
شرح صدر چه جوري بدست مياد ؟
اول قدرت تحملت رو بالا ببري . يه بار ، دوبار ، با حرفهايي كه قبلاً مي گفتن و ناراحت مي شدي ، سعي كن ناراحت نشي .
يواش يواش مي بيني ، مي شه بر حرفهايي كه قبلاً ناراحت مي شدي ، الان بشنوي تحمل كرد ، در ضمن ناراحت كه مي شدي دو تا درد داشتي ، اول درد حرف طرف ، دوم : درد ناراحتي كه خودت براي خودت ايجاد مي كني .
الان يه درد داري . راحت تري .
طرف يه توهيني به تو كرد ، از توهينش ناراحت شدي ، خودت هم از بابت اينكه بهت توهين شده ناراحت شدي . يعني هم خودت ، خودت رو ناراحت كردي ، هم اون تو رو ناراحت كرده .
تحمل يعني چي ؟ يعني يه بار ، دو بار ، سه بار محل نذاري . تحمل يعني ولش كني . وقتي تحمل ايجاد شد ، آدم يواش يواش به صبر مي رسه .
يعني به جايي مي رسه كه ديگه تحمل كردن جزء خصوصياتش مي شه . براش زياد مهم نيست .
يه كم جلوتر مي ره به رضا مي رسه . يعني به جايي مي رسه كه احساس مي كنه اين قضايا از طرف خدا اتفاق افتاده پس مصلحتشه .
يكي از دوستان مي فرمود : بعد از منبر اومدم پائين . يه بنده خدايي گفت : من كارت دارم . ما رو برد يه گوشه اي و كشيد به فحش .
برو ببينم مسخره كردي ، اين چرت و پرت ها چيه داري مي گي ، اين امل بازي ها چيه ؟ يه مشت فحش هم به ما داد .
مي گفت : من بعدش فقط احساس كردم كه امشب من فحش خونم كم شده بود ، خدا گفت : فحش خونش رو برسونيم كه اين بنده خدا اذيت نشه .
بعضي وقتها ما نياز داريم به بلا . اين مي شه چي ؟ مرحله رضا . كسي كه اصلاً ناراحت نمي شه .
در زندگي هاي ما همين بساط هست ، در ارتباط هاي ما با خدا همين بساط هست . يعني ماها به اين مرحله نرسيديم .
انسان جلوتر كه مي ره به مرحله يقين مي رسه . يعني كار به جايي مي رسه كه هر چه پيش آيد خوش آيد . يقين داره . خدا رو مي شناسه .
يه راه حل خدمتتون بگم .
هر وقت نكشيدي ، يه جايي ديدي مطلبي برات پيش اومد كه تو جنبه نداشتي ،‌ شرح صدر نداشتي ، ناراحت شدي ، تحمل نداشتي ، نتونستي تحمل كني ، مي فرمايند : اينجا ياد درياي عظمت كن . خودت رو به صاحب جلال و اكرام وصل كن . « يا ذاالجلال و الاكرام » .
آيه شريفه اينجوري مي فرمايند . « اَلَم تَعلَم اَنَّ الله عَلَي كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ » آيا نمي داني خداوند بر همه چيز تواناست . همه چيز !
آدم اين آيه قرآن رو زياد به خودش بگه ،‌ خيلي راحت مي شه . خدا بر همه چيز تواناست .
مي تونه تمام ورق ها رو برگردونه . تمام پل هاي پشت سر رو كه خراب كردي ،‌ درست كنه . مي تونه تمام مسيرهاي روبرو رو كه گم كردي پيدا كنه . مي تونه تمام دردها رو برطرف كنه ، تمام شادي ها رو بياره . مي تونه عمر رو طول بده ، كم
كنه ، مي تونه همه كار كنه . « عَلَي كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ » .
بعضي وقتها اگه يه كم روي آيه قرآن فكر كنيم ، خيلي راحت مي شيم . اَلَم تَعلَم ، آيا نمي داني ؟ خدا بر همه چيز قادر است . قادر يعني چي ؟ يعني مي تونه . آدم ديگه چه ناراحتي اي داره ؟!
چرا بعضي از ما يه جاهايي از زندگي به بن بست مي رسيم ؟! اين مال عدم اعتقاد ما به توحيده . يعني طرف خدا رو نمي شناسه به بن بست مي رسه .
آدمي كه خدا رو مي شناسه ، وقتي به بن بست رسيد تازه مي گه كي به بن بست رسيده؟ بنده با اين عقل كوچولوم به بن‌بست رسيدم . خدا كه « عَلَي كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ »
خدا كه به بن بست نمي رسه .
مشكل چيه ؟ چرا بن بست من باز نمي شه ؟ براي اينكه من در خونه اون نمي رم . برم بن بست باز مي شه .
هرجا ديدي گير كردي ، اين آيه رو بخون . اَلَم تَعلَم . آيا نمي داني ؟ عَلَي كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ . مي تونه همه كار رو عوض كنه . چيزهايي كه حتي به ذهنت نمي رسه اتفاق بيفته .
كدام خدا ؟‌ خدايي كه به بهانه بن بست ها رو باز مي كنه ، نه به بها .
خدايي كه فقط به خاطر اينكه تو بري ، در رو باز مي كنه .
خدا براي يه چيزهايي كه بعضي وقتها هم خودت خبر نداري ، دوستت داره .
روايت امام صادق(ع) مي‌فرمايند : در قيامت ، در جهنم ابولهب (‌ همون ابولهبي كه آيه قرآن نفرينش كرد . اسمش رو آورد « تَبَّت يَدا أَبِي لَهَبٍ وَتَب » دستش بريده باد ) ‌هر دوشنبه عذاب از ابولهب برداشته مي شه .
سوال كردن : يابن رسول الله چرا ؟ فرمودند : براي اينكه اون دوشنبه اي كه پيغمبر به دنيا اومدن ، ابولهب براي ولادت پيامبر(ص) شادماني كرد . عموي پيغمبر(ص) بود ، [پيغمبر]‌ پسر برادرش بود ،‌ شادماني كرد . خداوندي كه دوشنبه رو ، يعني يك هفتم جهنم رو بر ابولهب خنك مي كند براي شادماني ، براي كاري كه خودش هم
نمي‌دونسته ، ببين خدا با تويي كه عشق پيامبر(ص) ، عشق اباعبدالله(ع) وعشق ائمه(ع) توي دلته چه جوري برخورد مي كنه .
يه وقت هست مي گيم بن بست بشه بريم سراغ كي ؟ در رو باز نمي كنه ، محل نميذاره .
مي فرمايند : وقتي ابوسفيان در فتح مكه بر پيامبر(ص) وارد شد ( همه شنيديد پيامبر(ص) فرمودند : مي دونم تو مسلمون نمي شي ظاهراً ايمان بيار ، تا مردم تيكه تيكه ات نكنن . يعني پيامبر(ص) اين جمله رو به ابوسفيان گفتند ) پيامبر(ص) جلوش بلند شدن . خليفه دوم اعتراض كرد ، گفت : يا رسول الله ! چرا جلوي اين بلند مي شي ؟ اين آدم نيست ، مشرك كثيف ، قاتل مسلمين .
پيامبر(ص) فرمودند : « اكرموا كريم كل قوم » اگر يه بزرگواري مال يه قومي ، بهش احترام مي كردن ، شما خوارش نكنيد .
خدايي كه پيامبرش با مردم اينجوري برخورد مي كنه . جلوي ابوسفياني كه مهمانش هست مي ايسته ،‌ چه مهماني ؟ نه مثل تو كه امشب اومده ، مهماني كه مجبوره بياد . اگه نياد سرش رو از تن جدا مي كنن ، داره از ترس جانش مياد .
وارد مي شه ، پيامبر خدا(ص) جلوش مي ايسته ، مي فرمايد : اكرموا ! اكرامش كنيد . ببين با تو [چي مي كنه] ! اين در بسته است . ما بن بست داريم ؟!‌ كسي گفته نيايد يا بيايد تحويل نمي گيريم .
پس معني تحويل گرفتن چي مي شه ؟ ( توي اين قضيه روايت ها خيلي زياده )
وقتي انسان در اثر عجز شرح صدر پيدا مي كنه ( گفتيم عجز انسان رو به شرح صدر مي رسونه . چون وقتي عاجز مي شي به منبع عظمت متوكل مي شي ، انساني كه شرح صدر پيدا مي كنه . فاصله اش با خدا كم مي شه .
اين كم شدن فاصله رو اول توي معاش عادي بررسي كنيم ، بعد بريم سراغ مسائل معنوي .
جمله رو دقت كنيد ، خيلي جمله مهميه . « كم شدن فاصله ، حوصله رو كم مي‌كنه . »
يعني چي ؟ يعني شما از دور ، يه منظره اي از جنگل زيباي مازندران توي دلته ، آرزو داري مي گي چقدر خوب مي شد اگر اونجا زندگي مي كردم .
بعد دري به تخته مي خوره ، شما تشريف مي بريد مازندران ، وسط جنگل يه ويلا بهتون ميدن ، زندگي مي كنيد .
يه روز ، دو روز ، سه روز ، چهار روز ، يه ماه ، دو ماه ، آرام آرام شما حوصله اون جنگل رو نداري . جنگلي كه شش سال ، ده سال آرزو داشتي و با خودت فكر مي كردي اگر برم اونجا ، چقدر غرق در نعمتم و بهم خوش مي گذره ، يواش يواش حوصله ات كم مي شه .
يعني خصوصيت دنيا اينه : چيزهايي كه من و تو از نظر مادي بهش عشق داريم ، از دور بسيار دلربايي مي كنه ، وقتي نزديك مي شيم حوصله مون كم مي شه .
كم شدن فاصله ، حوصله ها رو كم مي كنه .
اغلب شاعرهايي كه شعرهاي بسيار زيباي عشقي گفتن ( براي عشق مجازي شون ) كساني هستن كه به عشقشون نرسيدن .
اغلب كساني كه متن هاي بسيار زيبا مي نويسن ، كساني هستن كه نمي تونن حرف بزنن . كسي ندارن باهاش حرف بزنن ، مي نويسن .
بعد كه كسي رو پيدا كردن بتونن حرف بزنن ، ديگه نمي نويسن .
اغلب نويسنده ها ساعت تنهايي زيادي دارن . يعني فاصله ها هست كه حوصله ها رو ايجاد مي كنه .
چون فاصله زياده ، آدم حال حرف زدن داره ، حال حرافي داره ، حال نوشتن داره ، حال شعر گفتن داره .
تا نامزدِ ، براي نامزدش دو هزار تا شعر مي گه . بعد كه نزديك مي شه ، ديگه حرف عاديشون هم كمتر مي زنن .
اين بده ؟‌ اين خصوصيت ذاتي دنياست .
اين علامت كم شدن محبته ؟ نه ، علامت كم شدن فاصله است . فاصله حوصله رو كم مي كنه ، ‌نه محبت رو .
الان اغلب شما دلتون پر مي زنه براي اينكه ايام نوروز بريد مشهد . ولي اگر ساكن مشهد بشي اينقدر دلت پر مي زنه ؟! نه . ـ بد شده ؟‌ نه . حوصله كم شده .
يعني وقتي آدم به معشوقش مي رسه ، ديگه رسيده .
نه ديگه زياد توي فكر معشوقشه ، براي اينكه كنارش قرار داره .
نه ديگه غصه مي خوره ، نه خيال پردازي مي كنه . بايد جداش كني .
فرض مي كنيم شما به امام رضا(ع) نزديك شدي ،‌ چهار سال اونجا زندگي كردي ، دوباره جدات كنن . به مراتب اون حالت قبلي اي كه داشتي بيشتر مي شه . پس معلومه محبتت بيشتر شده . اين نقصي نيست .
اغلب زندگي هاي ما اينطوريه . بعضي از برادرها و خواهرها فكر مي كنن در اثر رسيدن به همديگه و وصال ، محبت ها كم شده .
محبت ها كم نشده ، حوصله ها كم شده .
آقا ما اولش شش ساعت با همديگه راه مي رفتيم ، حرف مي زديم ، الان ۵ دقيقه هم نمي تونيم كنار همديگه بشينيم حرف بزنيم . محبت بيشتر شده .
شما چون رسيديد حوصله تون كمتر شده .
اين دنياي رويائي و اين دنياي سيندرلايي كه ما براي زندگيهامون در نظر مي‌گيريم ، وقتي وارد زندگي مي شيم اين دنيا سر جاشه . منتهي از حالت مجاز سمت حقيقت مي ره . يعني فكر مي كردي اگر به اين عشق برسي ،‌ خوبه . ديگه ساعتها مي شينيم حرف مي زنيم ، مي گيم ، مي خنديم . داستان مي گيم ،‌ براي هم شعر مي گيم . اون در وصف ابروي اون مي گه ، اون در وصف چشم اين .
رفتي نزديك ، ديدي نه ، اتفاقي نيفتاد . اي كاش اصلاً نزديك نمي شديم .
به همين خاطر بعضي از عرفاي ما اشتباه كردن گفتن : وصال به معشوق ، محبت رو كم مي كنه ، در دوري محبت رو زياد مي كنه . اشتباهه ! محبت كم نمي شه ، حوصله كم مي شه .
هر عارفي ! عارف هاي بزرگ هم گفتن ها ، ‌اما اشتباهه .
محبت كم نمي شه . چرا ؟ براي اينكه اگر امروز در دوري براي شما اثبات بشه كه ديگه نمي تونيد با هم ارتباط داشته باشيد ، بعد از يكي دو ماه آدم يادش مي ره . اما بعد از وصال كه ديگه يادش نمي ره .
شايد خيلي از پدرهاي شما دو ماهي يكبار بهتون نگن دوست دارم . سالي يه بار شما رو نبوسن . اگر خدايي نكرده اتفاقي براي شما يا پدرتون بيفته چقدر براتون دردناكه . خيلي بيشتر از كسي كه روزي ده بار بهت مي گه دوستت دارم . چرا ؟‌ چون با اون فاصله نداري . پس در زندگي اشتباه نكنيد .
وصال موجب سردي محبت نمي شه ، موجب كم شدن حوصله مي شه . چرا ؟ چون رسيدي . آدم وقتي رسيده ، ديگه رسيده .
موضوع اينه كه اگر جداش كنن ، خيلي سخت تر از قبل مي شه . پس محبت بيشتر شده .
بيايم توي مسائل معنوي . وقتي تو با خدا فاصله داري ،‌ حوصله صدا زدن خدا رو زياد داري . ( اين رو خوب دقت كنيد ، چون اگر دقت نكنيد بد برداشت مي كنيد ) وقتي نرفتي كربلا ، ‌نرفتي مشهد ، نرفتي مكه ، نرفتي مدينه ، زياد صدا مي زني . ولي وقتي نزديك مي شي خداوند تبارك و تعالي اينقدر محبت داره كه بي قراري تو رو ازت مي گيره ، ولايت خدا بر فكر تو غالب مي شه ، اجازه نميده در نزديكي خدا نگران ارتباط با خدا باشي . به همين خاطر شايد مقدار عبادت هات كم بشه .
مثلاً شايد الان بري مشهد ، روزي ۶ ساعت بري حرم . اما وقتي مشهد مقيم بشي ، روزي ده دقيقه بري . ميزانش رو كم مي كني .
چرا بعضي از برادران و خواهران مسلمان ما از فرقه هاي ديگه ، اعمال سنگين
دارن ؟ براي اينكه فاصله دارن . چون فاصله دارن ، حوصله دارن .
چون وصل به آقا اباعبدالله(ع) هستيم ، يه يا حسين مي گيم در ملكوت براي ما باز مي شه . « من اراد الله بَدَأَ بِكُم » تا مي ريم سراغ امام حسين(ع) ، يدفعه در خونه خدا باز مي شه .
تا مي خوايم توبه كنيم « يا وَلِيَّ اللهِ اِنَّ بَيني وَ بَينَ اللهِ عَزَّوَجَلَّ ذُنُوبًا لا يأتي عَلَيها اِلّا رِضاكُم » بايد امام حسين(ع)رو راضي كنيم . فاصله كمه . خيلي زود ! راحت .
تا مي شيني ، خدا مي گه قبول .
حالا بقيه : سرت رو بذار به سجده . شرايط داره ، بايد توي سجده گريه كني .
چرا وقتي جلوي اميرالمؤمنين(ع) اومد و گفت : استغفرالله ربي و اتوب اليه ، آقا(ع) فرمودند : مادرت به عزات بشينه . كارهاي قبلي رو جبران كردي ؟ تصميم گرفتي ديگه گناه نكني ؟ فلان كردي ؟ اين براي كي بود ؟ براي كسي كه با اميرالمؤمنين(ع) فاصله داشت .
وقتي تو محوِ عشق امامت هستي ، ديگه علي(ع) با تو اين حرفها رو نمي زنه . استغفرلله نگفته ، كفشهات رو پوشيدي ، پات رو از در خونه بيرون گذاشتي ، خدا گفت اين رو بخشيديم .
بعضي وقتها ايراد هم مي گيرن . مي گن : بچه هيئتي ها ، اهل بيتي ها با قرآن ، نماز خيلي مأنوس نيستند ، قضيه چيه ؟ قضيه اينه كه فاصله شون كمه .
اين توي ذهنش اينقدر تمرين عشق كرده كه اگر امام زمانش بياد ، درجا بگه بمير ، مي ميره . حالا اين زياد نمازش رو طول بده چيكار ؟ خدا كه طولاني بودن نماز
نمي خواد . عشق داره .
ولي اوناييكه علي(ع) ندارن ، حسين(ع) ندارن ، امام رضا(ع) ندارن ، امام زمان(ع) ندارن ، مجبورن ساعتها قرآن بخونن ، تفكر كنن ، نماز تراويح بخونن . حوصله اش رو دارن . آدم وقتي به معشوقش نزديك مي شه محبت خيلي بيشتره . گفتم الان امام زمان بيان ، بگن بمير . يك ثانيه تحمل نمي كني . مي گي چشم ، مرد .
بعد توقع هم در اينجا فرق خواهد كرد . وقتي فاصله كم مي شه ،‌ توقع بالا مي ره . همون طوري كه خداوند در فاصلة كم زود مي بخشه ، توقع خداوند هم از تو بيشتر و تو از خدا بيشتر . توقع اباعبدالله(ع) از تو بيشتر و تو از اباعبدالله(ع) بيشتر .
چرا پدرت يك ناراحتي كوچك ، يك گناه و يك خطاي كوچك تو رو با شدت برخورد مي كنه ، اما نسبت به خطاي پسر و دختر همسايه با اون شدت برخورد نمي كنه ؟ دليلش اينه كه اون رو بيشتر دوست داره ، بيشتر تحويل مي گيره ؟ ‌نه ، دليلش اينه كه به تو نزديكتره .
آقا شما براي همه ننه اي ، براي من زن بابايي . نه ! براي تو مادرم . اخلاق براي تو زن بابائيه ، چون با تو نزديكترم . تو فكر مي كني .
فاصله كه كم مي شه ، توقع بالا مي ره . هرچه محبت بيشتر مي شه ، توقع بيشتر مي شه .
لذا بعضي وقتها اهل بيت(ع) ما زياد به دور و برشون نمي رسيدن . توقعشون بالا بود . جلوي پاي ابوسفيان بلند مي شدن .
يه نقل قولي از مرحوم آقا شيخ عبدالكريم حائري ، مؤسس حوزه علميه قم داريم كه طلبه هاي دور و بر مدرسه خودشون بهشون اعتراض كردن . گفتند : وقتي ما وارد حجره شما مي‌شيم ، مي گيم سلام عليكم ، سرتون رو بالا مي كنيد و مي گيد سلام . دستتون رو دراز مي كنيد ، يه دستي به ما مي ديد .
ولي فلان آدم پولدار متمول كه وارد مي شه ، شما تمام قد جلوش بلند مي شي ، با دو تا دست بهش دست مي دي ، آقا بفرمائيد اينجا . پس شما داري با رفتارت ثابت مي كني ارزش پول از ارزش علم و تقوا و طلبگي بيشتره . درسته ؟
ايشون با يه لحن ديگه اي گفته بود : كم شعور ، من جلوي پاي اين بلند مي شم ،‌ براي اينكه احترام بذارم ، ازش پول بگيرم براي تو . درسته ؟!‌
چرا اينقدر ظاهري فكر مي كنيد . من دارم براي كي جلوي اين پا مي شم !؟!‌
فاصله كم توقع رو بالا مي بره . ممكنه توي ارتباطات « بين الاحباب تسقط الاداب » وقتي نزديك مي شي ، خيلي از ادب ها كنار بره ، دليل بر كم شدن محبت نيست .
تا ديروز ما رو تحويل مي گرفت ،‌ امروز نزديك شديم تحويل نمي گيره . تحويل گرفتن از زبان و ظاهر رفت به سمت قلب .
موضوع اينه كه اين قلبش فقط داره براي تو مي تپه .
آقا از صبح تا شب مي ره كار مي كنه ، مياد خونه . اصلاً انگار نه انگار زن داره ، بچه داره . خب داره براي كي كار مي كنه ؟!
فاصله تون كم شده ، حوصله كم شده ، توقع بالا رفته .
خيلي از شمايي كه از عدم ارتباط رفاقتي و عاطفي با پدر و مادرتون گله داريد ، نصف گله‌تون درسته . اون نصفش درسته كه پدر و مادر بايد بدونن غير از امكانات مادي بايد براي فرزندانشون امكانات روحي و عاطفي و معنوي جور كنن .
نصفش هم نابجاست ، اون هم اينكه شما درك نمي كنيد اينقدر گرفتاري والدين براي توست . پس براي كيه ؟! توقع بالا مي ره .
طرفين بايد همديگه رو درك كنند . توي خانواده ها ،‌ برادر و خواهر ، رفيق با رفيق ، بايد در زندگي بر مبناي درك متقابل جلو بريم .
همين رو بيار توي مسائل معنوي . در ارتباط با خدا ؛ بنده من ، من براي خودت اين كار رو كردم .
خداوند بارها به فرشتگانش گله مي كنه ، مي فرمايد : (‌ عجيبه ، روايت قدسيِ ) من بدم مياد ،‌ مبغوض است بنده اي كه به من خدا تهمت مي زنه .
فرشته ها سوال كردن : كدوم بنده جرئت داره به شما تهمت بزنه ؟ چي مي گه ؟‌ مثلاً مي گه شما دو تا هستي ؟ منظور خدا با مسيحيته كه اعتقاد به تثويث دارن كه مي گن خدا سه تاست و يا به بت پرستها و مشركينه ؟! نه خدا به من و تو بچه شيعهِ مسلمونه كه مي گه ازت بدم مياد .
كي ؟ كسي كه مي شينه مي گه خدايا من بنده تو هستم ،‌ خودم رو در اختيار تو سپردم ، تو هر كاري دوست داري بكن ، چون من مي دونم كه تو براي من مصلحت مي خواي .
خدا مي‌گه براش بنويسيد . خودش اومده گفته ها ! براش بنويسيد : اينجا زندگي كن ، اين كار رو بكن ، اين خونه اته ، ‌اين زندگيته ، اين كارته ، اين بلاها و دردهاست ،‌ اين هم شادي هات . بهش تحويل بديد . تا تحويل ميدي ، مي گي ديدي خدا محل ما نذاشت . خدا محل ما نذاشت يعني چي ؟ يعني خدا حتماً بگه بله . يعني هرچي تو
مي گي بگه بله ، پس تو خدايي . اگر بنده اي بايد به خدا بگي هر چي تو بگي .
نه هر چي من مي گم ، تو بگو بله . اين كه خدا نداشت .
پس بعضي وقتها خدا اجازه داره بگه نه . نه گفتن خدا محل گذاشتن به توست . نه ، نمي شه . نمي شه ، يك جوابه .
ما از خدا دنبال جواب مي گرديم يا دنبال بله . بعضي ها فقط مي گن خدايي بدرد
مي خوره كه هميشه به ما بگه بله . يعني عقل ما بيشتر از خدا مي كشه .
بابا ! اومديم خواستگاري دخترتون ، مي ديد ؟ گفته بود : نه نمي ديم . چرا ؟ داره درس مي خونه . گفت : يه دور مي زنم بر مي گردم ، درسش كه تموم شد صحبت مي كنيم .
بعضي ها با اين نيت مي رن . نه ، آقا نميده ، نمي شه . بايد مراقب باشيم . بعضي وقتها ماها خودمون بشينيم فكر كنيم . بحث كاملاً عقليه . اگر از خدا بيشتر مي فهمي چرا امشب پاشدي اومدي اينجا ؟! برو ديگه ، خودت خدايي كن .
اومدي بگي من بنده ام . بنده يعني چي ؟ يعني از خدا بيشتر نمي فهمم . بيشتر
نمي فهمم يعني چي ؟ (‌ خدايا ببخشيد اينجوري صحبت مي كنيم )‌ يعني خداوند تبارك و تعالي مجازه بعضي وقتها به من بنده بگه نه و بنده بايد بگم چشم .
جاها عوض شده . اگر جاها درست بشه ،‌ اگر بنده اي بندگي كنه ،‌ خدا خداييش رو بلده .
صد برابر بيشتر از اون تعدادي كه الان داريم زندگي مي كنيم ، رفتن . اونها هم بنده خدا بودن ، الان اونها مي تونن به ما بگن خدا چيه و چه كرده .
همه اش دلمون خوشه كه خدا اين چهار روز دنيا به ما بگه بله .
يه نگاهي به پشت سرمون بكنيم ، ببينيم چه خبره ؟!
پس توقع بايد توقع با انصاف باشه . انسان بايد با انصاف توقع داشته باشه .
اثرات اينكه من و شما در نزديكي خطا كنيم و توبه نكنيم در معيشت ما ، در ارتباط ما با دنيا و با آخرت چيه ؟!‌ ( امشب مي خوايم به اين اثرات يه نگاهي بكنيم )‌
گناه در زندگي ما چند تا اثر داره .
بعضي ها فكر مي كنن گناه فقط به آخرت بر مي گرده .
اولين اثرش اينه كه بعضي از گناهان من و تو اجتماعيه . يعني يه خطايي مي كنيم ،
اثر اين خطا در اجتماع باقي مي مونه .
وقتي اثر اين خطا در اجتماع باقي موند ،‌ اين گناه در اجتماع به ما برمي گرده ، ربطي هم به اينكه خدا ما رو بخشيده باشه يا نبخشيده باشه نداره .
مثل اينكه فرض مي كنيم شما با بدن بسيار گرم ، ‌عرق كردي ،‌ توي جلسه بودي سينه زدي ، بعد مي ري بيرون ، روي موتور مي شيني . براي امام حسين(ع) سينه زدي ، قبول . اما وقتي روي موتور نشستي ، امشب سرما مي خوري . اثرشِ ديگه .
بعضي از خطاها ربطي به اهل بيت(ع) ، امام حسين(ع) و خدا نداره . اثرات عاديشِ .
بعضي وقتها من و تو يك گناه اجتماعي مي كنيم ، اين گناه اجتماعي در معيشت و زندگي ما اثر ميذاره ، بعد هم دعا مي كني كه اين چه وضعيه ،‌ خدايا ما كه توبه كرديم ، خدايا ما كه فلان كرديم .
بارها خدمتتون عرض كردم . مراقب باشيد خداوند گناهان شخصي رو مي بخشه و در زندگيت اثر نميذاره ، اما گناهان اجتماعي در زندگيت اثر ميذاره .
( اجازه بديد يك دقيقه تكراري صحبت كنم . ) برادر من ، خواهر من ! وقتي شما به جو رواني جامعه از نظر شهواني كمك مي كنيد ، يعني امروز با نشان دادن زيبايي خودت در جامعه اين رو مد مي كني كه دختران و پسران بيان خودشون رو توي خيابون نشون بدن . فردا كه رفتي خونه ، نسل بعدي كه از تو ياد گرفتن ، بازار رقابت با تو رو ايجاد مي كنن و تو كه الان ۲۵ سالت شده ، نمي توني با ۱۸ ساله ها رقابت كني . فردا كه ۳۰ سال شدي ، نمي توني با ۲۰ ساله ها رقابت كني و در خونه باختي . بعد نيا بگو توي خونه من كمبود محبته . خودت اين رو مد كردي .
نگو : چرا زندگي ما اينجوري شد ؟ خودت اين كار رو كردي . خودت باب كردي . برادر من ،‌ خواهر من خودت باب كردي كه اگر آدم مشكل عاطفي داره با هر نامحرمي توي خيابون ، محل كار ، مي تونه بگه ، صحبت كنه ، درددل كنه ، بخنده . اين رو باب كردي . حالا رفتي توي خونه ، انتظار داري زنت مال تو باشه ، شوهرت مال تو باشه ،‌ در صورتي كه خودت مد كردي كه دختر و پسرها مي تونن توي خيابون ، محل كار با هم بگن ، بخندن ،‌ مشكلات عاطفي شون رو برطرف كنن . توي خونه حرفي براي گفتن ندارن .
نياي بگي زندگي سرد شده . اينها مي شه گناهان اجتماعي .
امروز ۱۸سالشه ، روي بورسه . فردا ۲۵ سال ، ۳۰ سالش شد مي‌خواد چيكار كنه ؟! شما بازار عشق و محبتي كه براي معيشت لازمه رو تبديل كردي به بازار شهوت ، خودت اين كار رو كردي ، به نسل بعدت ياد دادي . حتي آموزش دادي .
دختر و پسر راهنمايي ، توِ دبيرستاني رو ديد . دبيرستاني دانشگاهي رو ديد ، الگو گرفتن . نسل رو به آدمهاي جوان روي بورس تحويل دادي ، خودت رفتي اونجا . بعد منتظري بتوني رقابت كني . نمي توني !
اينها چيه ؟ اينها گناهانيه كه به زندگي بر مي گرده .
يا غيبت ،‌ وقتي شما غيبت مي كني يه اثرش اينه كه بري از صاحب اونكه غيبتش رو كردي ، حلال بودي بطلبي ، انشاءالله قبول مي كنه و خدا هم مي بخشدت .
اما تو غيبت رو باب كردي ، اگر فردا پشت سرت حرف زدن ،‌ آبروت رو بردن ، ناراحت شدي ، بدون خودت اين رو مد كردي .
عنايت بفرمائيد بحث ما روي گناهان اجتماعيه . چيزهايي كه در جامعه مد ايجاد
مي كنه . اينها به زندگي ما بر مي گرده . در زندگي هاي ما اينطوريه .
الان آقا ۲۵ – ۳۰ سالشه ،‌ توي خونه همه اش ناراحتي ، همه اش مشكلات ، همه اش درد و رنج . چرا ؟ چون نتونسته ۲- ۳ سال توي جواني خودش رو كنترل كنه .
يك بنايي در جامعه ايجاد كرده كه اين بنا الان بهش برگشته . يعني اين بنا دور زده ، ‌اومده سراغش .
شما يه سيگنال منفي ايجاد كردي ، دور زده ، ۵ سال بعد خورد به خودت .
فرض كنيد امروز خدايي نكرده يه آدم نابينايي رو ببينيد ، مسخره اش كنيد . بعد بري از دلش در بياري .
اين مسخره شدن نابينا دور مي زنه به يه جايي خواهد رسيد كه شما خودت نابينا مي شي ، يكي مسخره ات مي كنه . قانون طبيعيه جهانه . ربطي به خدا نداره .
دقيقاً مثل حالتيكه رو موتور با بدن گرم نشستي. اصلاً ربطي به رحمانيت خدا نداره.
بايد چيكار كنيم ؟ ۱- كاري نمي تونيد بكنيد .
يقين داشتم بعضي جاها چوب مي خورم ، هرچي هم توبه و گريه [كني فـايده نداره]
منتظر بودم چوبِ رو بخورم و خوردم . اصلاً نشده .
مطمئن بودم اگر اينجا فلان كار رو كردم ، فلان ظلم و عمل بدِ اجتماعي رو انجام دادم ، يقين داشتم اين عمل اجتماعي ، اين عمل بد به من بر مي گرده . توبه هم كرديم ،‌ گريه كرديم ، ولي برگشته .
نشده تا حالا من يه چوب اجتماعي رو بزنم بهم نخوره . حتماً ، شك نكنيد .
چيكار كنيم ؟ هيچي . زدي بايد بخوري . تموم شد . از حالا به بعد ديگه نزن .
دلي كه شكستي بايد دلت بشكنه . با دروغي فتنه ايجاد كردي ، برات فتنه ايجاد
مي كنن . پرده كسي رو كنار زدي ، پرده ات رو كنار خواهند زد . شك نكن .
توبه هم بكني ، فايده نداره . بايد پاش بشيني . خربزه رو خوردي ، بايد بشيني پاي لرزش .
از الان آمادگي ذهني براي خودت ايجاد كن . كه آقا اين اتفاق براي من مي افته .
امروز تلفن رو برداشتي و از اختلاف خانوادگي يه كس ديگه خوشحال شدي ، حتي يه كم بنزين و نفت هم به آتش اون اختلاف ريختي ، تموم شد . يقين داشته باش در زندگي خودت اين اختلاف اتفاق مي افته و يقين داشته باش كسي نفت مي پاشه . پاش هم بشين . دنياست ديگه . بايد پاش بشيني .
وقتي سرما خوردي ،‌ بايد بري دكتر آمپول بزني .
بحث ،‌ بحث گناهان مخفي نيست . بحث فقط ارتباط تو با خدا نيست . بحث گناهان اجتماعيه . هيچ راه فراري نداره . امروز زدي ، فردا مي خوري .
خيلي خيلي خوش بين باشي اينه كه خداوند يه در صد استثنائي قائل بشه ، براي يه سري از افراد كه اين افراد بخاطر جهالت محض كارهايي كردن ، خدا بياد از اون مسير غيبي برطرف كنه . اين نهايت خوش بينيه .
ولي من اين رو به شما نمي گم ، فرض كنيد نگفتم . چرا ؟ براي اينكه تو آمادگي ذهني داشته باشي ، فردا نگي ما توبه كرديم ، چرا چوب خورديم .
امروز آقا و خانم دارن رد مي شن ، جمال زيباي شما رو ديد ، مهر خـانواده اش از
دلش يه كم ، كم شد . شك نكن اين اتفاق ۵ سال ديگه براي تو مي افته . رد خور هم نداره .
هر چي هم توبه كني ، فايده نداره . مي خواستي خودت رو جمع كني . تموم شد ، اين اتفاق افتاد .
اين سختي رو خودمون داريم توليد مي كنيم . مرد باشيم پاش وايسيم . بگيم خيلي خب اشكال نداره . ما فردا اين رو تحمل مي كنيم تا خدا ما رو ببخشه . تا چوبِ رو نخوري فايده نداره . مخصوصاً راجع به پدر و مادر .
يعني بعضي وقتها در زندگي شما يه گيرهاي ايجاد مي شه ، به هيچ وجه من الوجوه باز نمي شه ، بخاطر بي احترامي هايي كه به پدر و مادرت كردي .
امام صادق(ع) فرمود : وقتي با صورت تند به مادر و پدرت نگاه مي كني ، عرش تو رو لعنت مي كند . همه ملائك مي شينن ، مي گن : لعنت الله عليه . لعنت الله عليها . توقع داري زندگيت درست بشه . فقط يه نگاه تند ! نگفت : دعوا كنيد ، داد بزنيد
( نعوذبالله ) اينها كه هيچي . فقط نگاه تند . يعني صورتت رو در هم بكشي ، اخم بكني ، شك نكن در زندگيت بر مي گرده .
مادر و پدرت ببخشه يا نبخشه . هر اتفاقي ، چه خدا ببخشه يا نبخشه ، اين اتفاق يه اتفاق اجتماعيه .
حالا امشب اگر بخوايم در خونه خدا بريم ، بايد اين حرفها رو بزنيم . بايد بهتون بگم كه خيالتون از بابت گناهان اجتماعي ، از بابت اينكه خدا ببخشدتون راحت . از بابت اينكه توي دنيا چوب بخوريد ، شديداً ناراحت . چون مي خوريد .
حالا امروز برو بگرد . برو خودت رو نشون بده . برو حرف بزن . تلفن برن . معاطفه و معاشقه كن ، اشكال نداره . الحمدلله چوب خورتون خوبه . دندتون نرم ، بخوريد . ( اونهايي كه اينطورين . شما رو نمي گم . الحمدلله شماها همه توپ . )
ببينيد ما بايد يه كم فكر كنيم . خدا يه نظامي ( مي گن يكي از راه حلهاي رسيدن به وحدانيت خدا و اثبات خدا برهان نظمِ . نظم يعني چي ؟ يعني خداوند يه قوانيني اجرا كرده كه اين قوانين نقض بر نمي داره . كاريش نمي شه بكني . )
آب كه بر آتش مي ريزي ، آتش رو خاموش مي كنه . آتش كه به جسم مي رسه ، جسم رو آتش مي زنه . اينها قوانين اجتماعيه و قوانيني كه جزء نظم نظامِ جهانيه . كاريش نمي شه كرد .
همين چيزهاي مادي ، معنويش هم هست . ‌
تنها چيزي كه دارم به شما مي گم اينه كه آمادگي ذهني براي خوردن چوب هايي رو كه زديد رو داشته باشيد كه بخوريد .
بعد هم سعي كنيد تعدادش رو زياد نكنيد . ( اين چيزيه كه خود من تا حالا نشده همچين اتفاقي بيفته و بنده خودم چوبش رو نخورم . شما هم همين طوره . )
يعني بعضي چيزها اصلاً ربطي به توبه امشب ما نداره .
ما توبه مون از بابت چيه ؟ از بابت اينكه خدايا تو اگه از ما ناراحتي ، ناراحتيت برطرف بشه . خدا مي گه : خيلي خب ، من امشب همه تون رو بخشيدم ، ناراحتيم هم بر طرف .
اما خدا نمي گه : من تو رو بخشيدم سرما نمي خوري . نه ،‌ سرما مي خوري .
مي خواستي روي موتور نشيني . خدا اصلاً ناراضي نيست روي موتور نشستي . عرق كردي ، روي موتور نشستي سرما خوردي .
اما دردي كه داري مي كشي ،‌ درد چوب خودته . ربطي به خدا نداره . مواظب حرف زدنت باش ، مواظب نگاه كردنت باش ، مواظب حجابت باش ، مواظب خنديدنت باش ، مواظب رفتارت باش ، مواظب تلفن زدنت باش ، مواظب مال باش ، حروم خوري و حلال خوريت رو باش ، مواظب زور گفتنت باش ، مواظب غضبت باش ، مواظب خشمت باش .
بعد چه اتفاقي مي افته ؟ اگر اينطوريه ما توبه مون رو مي كنيم ،‌ اين كارهامون هم ادامه مي ديم ، در عوض چوب خوره مون رو بالا مي بريم . كتك خوره مون رو ملس مي كنيم ،‌ مي زنيم و مي خوريم . اين راه حل خوبيه .
اين راه حله تا يه جا خوبه . مي دوني تا كجا خوبه ؟ شيطون آروم آروم مي يارتت جلو ، به جايي مي رسونتت كه خدا دوستت نداره . دينت رو ازت مي گيره . يعني در خونه خدا توبه هم نمي كنه . الان توبه مي كني .
طرف توي كتابش نوشته بود : حالا مگه چي مي شه ، شب اول قبر يه زوري هم به ما ميدن ، استخون هامون از اين ور و اون ور مي زنه بيرون . يه دردي تحمل
مي كنيم . فعلاً خوش بگذرونيم .
وقتي آدم كتك خوره اش خيلي ملس مي‌شه ، احساس مي‌كنه واقعاً كتك خوره داره .
نمي دونه خدا مي تونه چيكار بكنه .
بعضي از ماها فكر مي كنيم عذاب قبر و قيامت همينه كه زورمون كنن ، استخونهامون بزنه بيرون .
نه ، اگه خدا بخواد تو رو اذيت كنه و لازم باشه اذيت بشي ، بلده چه جوري اذيتت كنه ، شما غصه نخور .
اونهايي كه تو براش آمادگي ذهني داري ، خدا نمياره . يه كار ديگه مي كنه .
ببينيد آدم به اينجا مي رسه . گنهكارهاي حرفه اي آخرش همين رو مي گن ، نه مسلمونه ها . گنهكارهاي حرفه اي ! كساني كه قتل و جنايت و همه كار مي كنن ، چيه ديگه ، مگه مي خواد چيكار كنه ؟ ما ديگه لذتمون رو مي بريم ، فوقش خدا يه مشت سرب مذاب مي ريزه توي دهنمون .
حداقل اين چهل سال رو يه حالي كرديم . نمي دونه كه چه خبره ؟!
بعضي وقتها مي گن ، ماها خودمون درك نمي كنيم . بعضي از شماها به يك حالت روحي مي رسيد كه حاضريد از نوك پا تا فرق سرتون رو با قيچي ريز ريز بكنن و از اين مشكل روحي نجاتتون بدن .
ببينيد خدا با يه كمي ناملايمات روحت رو به كجا مي رسونه ، چه برسه به جسم . يه كمي ناملايمات !‌
ما امشب كسي رو ترسونديم ؟ نه ! حقيقت ماجرا رو گفتيم . گفتيم برادر من ،‌ خواهر من ! جمع كردن خود خيلي ساده تر از پهن كردن دندمونه . دين زياد توقعي از ما نداره اگه بخوايم يه كم خودمون رو جمع كنيم . يعني مراقب چشم و نگاه و رفتار و حجاب و عفتمون باشيم .
اين خيلي ساده تر از اينه كه فردا ۲۰ سال ، ۲۵ سالت بشه ، بشيني توي خونه ، غم و غصه و ناراحتي و اعصاب خوردي و قرص بخوري ، برو و بيا ، دكتر و روانشناس و دامپزشك و روانپزشك كه بالاخره يه كاريت بكنن .
بله ديگه « اولئك كالانعام بل هم اضل » بعضي وقتها كار ما به دامپزشكي مي كشه .
طـرف زنگ زده بود به دامپزشـكي ، گفته بود : الو ، آقاي دكتر فلاني ؟‌ بله . ـ شما
دامپزشكيد ؟ بله . ـ مي خواستيم شوهرمون رو خدمت شما بياريم . ـ براي چي ؟ براي اينكه اخلاقش مثل گاو مي مونه ، خوردنش مثل الاغ ، دادش مثل سگ . بعضي وقتها آدم اينطوريه ، مجموعه اي از يك باغ وحش مي شه . بايد دقت كنيد .
جلسه قبل بهتون گفتم كه انشاءالله تابستون مي خوايم يه برنامه اي رو فقط ويژه برادرها و خواهرهاي دبيرستاني مون داشته باشيم و بهشون بگم اين بلاها رو سر خودشون نيارن .
اگر مملكت ما بخواد از نظر اخلاقي تكون بخوره بايد از دبيرستان شروع بشه ، دانشگاه ديره . و حتي از راهنمايي ، اما بيشتر از دبيرستان .
الحمدلله در دبيرستان ها خيلي كار مي شه . دائم آقاي قاضي ميده بيرون . قاضي ، مجتهدي ، شبستري ، امام خميني . . . در كه باز مي شه انگار حوزه علميه باز شده .
هيچ كاري نمي كنن . راحت ! اگه كار مي كردن شما كه اينجا نمي يومديد .
كار نمي كنن ، مشتري ما زياد مي شه . جوانان و نوجوانان ، اونهايي كه سنشون يه كم متوسط مي شه ، وقتي روي ۲۰ – ۲۲ ميان ، عقلشون خيلي كاملتر مي شه .
دبيرستاني هاي ما خيلي سوتي ميدن . اصلاً نمي دونن دارن چيكار مي كنن .
( من راجع به شماها صحبت نمي كنم ، شما كه وصل به امام حسينيد . من دارم به شماها مي گم كه بريد به بقيه بگيد .
دبستاني هاي شما سرور دانشگاهي هاي بي امام حسينه . )
عموماً دبيرستاني هاي ما سوتي زياد ميدن . يعني اخلاق ، رفتار . . . براي خودشون مشكلات ايجاد مي كنند .
چرا امروز فرزند تو براي تو ناآرامه ؟ براي اينكه تو ده سال قبل يه مشكلي ايجاد كردي .
چرا امروز همسر تو بي مهره ؟ مشكل از خودته .
چرا امروز بركت در مال تو نيست ؟ مشكل از خودته .
اومد خدمت آقاي قاضي عرض كرد : ببخشيد ! بنده تاكسي دارم ‌،‌ شغلم اينه ، از صبح تا شب دارم كار مي كنم ، يه قرون نمي تونم [پس انداز كنم] مالم بركت نداره ، پدرم در اومده . هرچي كار مي كنم يا پليس جريمه ام مي كنه ، يا تصادف مي كنم ، يا ماشين خراب مي شه ، يا دزد مي زنه . قضيه چيه ؟ آقاي قاضي فرمودند : آينه تاكسيت از اين آينه بزرگهاست ؟ گفت : بله . فرمود : كوچيكش كن . ببين داره از كجا مي خوره . مطلب رو گرفتيد ؟!
داري از اين چوب مي خوري !! ناموس مردمه ، به تو ربطي نداره .
گناه داره توي زندگيمون ، زمينمون مي زنه .
آيه شريفه قرآن مي فرمايد : اينقدر به آسمون و زمين و معادن و اينور و اونورتون نگاه نكنيد .
مملكتي كه بركت نداره ، برگرده ببينه چرا بركت نداره ؟ چون مردمش گناه مي كنند . اطاعت خدا رو بكنيد ، خدا قادر است براي شما روزي برسونه .
تمام سياستهاي اقتصادي وقتي جواب ميده كه مردم ما در مملكت گناه نكنند . وگرنه هر دولتي بياد سر كار از دولت بعدي بدتره .
گناه بركت رو مي بره . حالا هي دولت زحمت بكشه ، جواب نميده .
قرآن داره مي گه . مراقبت لازمه .
ارتباط گناه با معيشت ، ارتباط بسيار مستقيميه .
گناهان شخصي بين تو و خدا با توبه برطرف مي شه . در گناهان اجتماعي راهي براي برطرف شدنش وجود نداره . عزيز من نكن . راهي براي برطرف شدنش وجود نداره . مخصوصاً نسبت به آبروي مردم .
يك سر سوزن پرده حيا و آبروي كسي رو كنار بزني ، حتماً يك وجب از پرده آبروت كنار مي ره . شك نكن . محاله ! آيت الله العظمي باشي اين اتفاق مي افته .
مرجع تقليد بشي ، عمده المكاشفين بشي ، پرده كسي رو كنار زده باشي ، به ميزان بيشتر پرده ات كنار مي ره . كاري هم نمي شه كرد . مواظب باشيد .
آخه بدون آبرو كه نمي شه زندگي كرد .
وچه بسيار خطاها ، مشكلات ، بي آبرويي ها ، جنايتها و گناهاني كه تو انجام ميدي ، كسي نمي فهمه . چرا ؟ چون اهل پرده دري نبودي . خدا براي ستّار ، ستاره .
آقا خدا ستّارالعيوبه يعني چي ؟ يعني تو عيب داري . اگر عيب نداشته باشي كه خدا ستار نيست . براي كي ستّاره ؟ براي كسي كه ستّاره . مراقبت كن !