قرض الحسنه – خاطره شماره ۱۰

به تشویق پدرم صندوق قرض الحسنه ای در منزل تهیه کرده بودیم وپولهایمان را روی هم میگذاشتیم وبه همدیگر قرض میدادیم کار هم خیلی حساب وکتاب داشت. دفترچه های کوچکی برای پرداخت اقساط تهیه شده بود و کارهای آن به عهده من بود .کتا بخانه ما هم در منزل حساب وکتاب داشت و کارت عضویت صادر میکردیم و کتابهایی را که به امانت میدادیم در دفتری ثبت میکردیم.
کتاب سیره شهید دکتر بهشتی، ص۸۵