شوخ طبیع – خاطره شماره ۱۹۵

خیانت به مملکت
گرسنه بودیم. سر و صدای این شکم بی دین و ایمان که بلند می شد، شمر جلودارمان نبود .خصوصاً اگر غذا دیر می رسید، آن وقت دیگر واقعاً کربلا بود. بعضی برادران می گفتند: «شما شکم را دست کم نگیرید، خیانت به آن خیانت به مملکت است، خیانت به اسلام است، خیانت به انقلاب است، اگر شکم نباشد هیچ چیز نیست، سنگ روی سنگ بند نمی شود.» دیگران هم تأیید می کردند. صحیح است، صحیح است.
مجله طراوت، شماره مجله:۲۵