شوخ طبیع – خاطره شماره ۱۹۰

خارج از کشور
آدم شوخ طبعی بود، اولین بار که داخل خاک عراق شدیم، به محض عبور از مرز، شلوار خاکی رنگش را درآورد. پرسیدم: «پسر این چه کاری است می کنی؟» با خنده گفت: «دلم می خواهد این جا که دیگر ایران نیست، خارج از کشور است، هرطور مایل باشم لباس می پوشم. می خواهم آزاد باشم. شما هم اگر گرمتان است، می توانید لباستان را بیرون بیاورید».
کتاب فرهنگ جبهه (شوخی طبعی ها)جلد ۳، صفحه:۲۳۹