شب قدر و اعمال آن

شب قدر و اعمال آن

قال رسول الله صلي الله… وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكُمْ»[۱]
شب بيست وسوم به احتمال قريب به يقين شب قدر است؛ چون اعمال شب بيست و سوم از بقيه شبها بيشتراست و هم سيره پيامبر و امامان و حضرت زهراء اين بود که شب بيست و سوم، هم خودشان و هم اهل خانه را براي بيدار ماندن و احياء و مراسم شب قدر آماده مي کردند. امام صادق عليه السلام در شب بيست وسوم در بستر بيماري بودند؛ ولي به غلامانشان فرمودند: مرا به مسجد ببريد و با حالت مريضي آن شب در مسجد برنامه احياء را برگزار کردند.
امام صادق عليه السلام خيلي به خواندن سوره عنکبوت و روم سفارش کردند؛ فرمودند: «مَنْ قَرَأَ هَاتَيْنِ السُّورَتَيْنِ»[۲] کسي که اين دو سوره را در شب بيست وسوم ماه مبارک رمضان بخواند، «فَهُوَ وَ اللَّهِ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ لَا أَسْتَثْنِي فِيهِ أَبَداً»[۳] به خدا قسم اهل بهشت است و من استثناء هم نمي کنم، ان شاءالله نمي گويم و گمان نمي کنم در اين «ان شاءالله نگفتن من» گناهي باشد. اين تعبير به اين محکمي را غير امام نمي تواند بيان کند؛ فقط در همين يک مورد ديدم که امام صادق عليه السلام قسم خورده و مي فرمايد که ان شاءالله نمي گويم و گمان هم نمي کنم برايم گناه نوشته شود؛ چون اين دو سوره پيش خدا مکان و منزلت مهمي دارند.

توبه، بهترين عمل در ماه رمضان
شايد بهترين اعمال در اين شب ها توبه خالص و استغفار خالص از اعمال گذشته باشد. از جمله سفارشات پيامبر خدا درباره ماه مبارک رمضان، اين است که فرمودند: در ماه مبارک توبه کنيد و به سوي پروردگارتان بازگرديد. «أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَكُفُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ»[۴] جان هاي شما در گرو اعمال شماست. چه بسا اعمال ناشايست جان ها را سنگين کرده، قلب انسان را سياه کرده، حجاب و ظلمت و تاريکي براي انسان ايجاد کرده و استغفار و توبه پاک کننده زشتي ها و بدي هاست. امام باقر عليه السلام فرمودند: «لَلَّهُ أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ… »[۵] خداي متعال از توبه کردن عبدش خشنودتر خواهد شد از کسي که در ميان بيابان، زاد و راحله و توشه اش را گم کرده و تنها مانده، آماده مردن و جان دادن شده و در نااميدي کامل که قرار گرفته، يک وقت صداي قافله اي که نجات دهنده هستند، به گوشش برسد. در واقع کسي که زاد و راحله اش را گم کرده و دفعتاً قافله او را پيدا کند، چه قدر خوشحال مي شود؟ خداي متعال از توبه بنده اش بيشتر از اين خشنود مي شود.

توسل به اهل بيت، رمز اجابت دعاء
امام باقر عليه السلام فرمود: مانع ما در رسيدن به کمالات و مقاصدي که داريم، خود ما هستيم؛ وگر نه خداي متعال، لطف و عنايتش دائم است؛ «يَا دَائِمَ الْفَضْلِ عَلَى الْبَرِيَّة »[۶] از طرف خداي متعال نه بخلي و نه کمبودي هست. خزائن خدا کن فيکون است و هر چه اراده کند، خواهد بود؛ نقص و کمبودي در خدايي خداي متعال نيست. خداوند دهنده است، بخشنده است، اصلاً دوست دارد بنده اي او را صدا بزند، دوست دارد بنده اي با او مناجات کند، نجوا کند.
در روايت داريم: اگر کسي ده مرتبه «يا الله» بگويد، جواب مي آيد: لبيک بنده من، چه مي خواهي؟ هر چه مي خواهي، بخواه که من مي دهم. در روايت ديگري داريم که اگر بنده اي هفت مرتبه «يا ارحم الراحمين» بگويد، جواب مي آيد: لبيک بنده من، چه مي گويي؟ هر خواسته اي داري، بگو که من اجابت بکنم؟ باز در روايتي داريم: کسي که خدا را به حق محمد و آل محمد قسم بدهد، دعايش مستجاب مي شود.
يکي از رمزهاي اجابت دعاء، واسطه قرار دادن پيامبر و اهل بيت پيامبر است. در شب احياء، هم قرآن را بر سر مي گذاريم و واسطه قرار مي دهيم و هم خدا را به خودش (ده مرتبه بک ياالله) قسم مي دهيم که از اين قسم بالاتر در عالم نيست. دسته جمعي دعاء مي کنيم و در خانه خدا مهمان مي شويم؛ خودشان فرمودند: مهمان ولو کافر هم باشد، به او اکرام کنيد؛ قطعاً آن ها به اين کلماتي که به ما امر مي کنند، خودشان عمل مي کنند. ما هم در خانه خدا را دسته جمعي مي زنيم و در خانه خدا مهمان مي شويم. در ميان مجموعه اي که براي دعاء و احياء مي روند، مسلماً علماء رباني، بچه هاي معصوم و بي گناه هستند، بچه هاي نابالغي که قطعاً پاک هستند، دل هايشان پاک و صاف است، مادرهاي دل شکسته، خانواده هاي جانباز و شهدا هستند؛ خداي متعال اين طور نيست که به يکي لطف و نظر کند و به بقيه نکند؛ مسلماً در دعاي دسته جمعي احياء، لطف و نظر خدا شامل حال ما هم خواهد شد.
ما در دعاء، قرآن را واسطه قرار مي دهيم و ده بار خدا را به خودش که از اين قسم در عالم بالاتر نيست، قسم مي دهيم: «بِكَ يَا اللَّهُ»[۷] خدايا تو را به خودت قسم مي دهم. بعد از اين قسم، به عزيزترين و محبوبترين خلقش، چهارده معصوم عليهم السلام قسم مي دهيم که روايت داريم: اگر کسي خدا را به حق پيامبر و اهل;بيتش قسم بدهد، قطعاً دعايش مستجاب مي شود، قطعاً خدا نظر مي کند. آن هايي که اهل جهنم هستند، پيامبر را فراموش مي کنند، نام پيامبر و ائمه و اهل بيت را فراموش مي کنند؛ و الا اگر اين رمز بياد آن ها باشد، آتش ها خاموش مي شود و دعايشان مستجاب مي گردد. اهل جهنم کساني هستند که نام ائمه، نام اميرالمؤمنين را فراموش مي کنند و دچار آتش مي شوند.
امام باقر عليه السلام فرمودند: بنده اي در قعر جهنم مي سوزد، بعد از حدود پانصد سال در آتش جهنم ماندن، نام پيامبر و آل پيامبر يادش مي آيد و عرض مي کند: خدايا، تو را به حق محمد و آل محمد قسم مي دهم که من را از آتش نجات بده؛ تا نام پيامبر و آل پيامبر را مي آورد، خدا به جبرئيل امر مي فرمايد که برو اين بنده را از آتش جهنم بيرون بياور. جبرئيل عرض مي کند: بار پروردگارا چگونه وارد بشوم؟ خطاب مي رسد: من آتش را خاموش مي کنم. آتش جهنم خاموش مي شود، جبرئيل مي آيد و کسي را که خدا را به حق پيامبر و آلش قسم داده، از آتش بيرون مي آورد. رمز اجابت دعاء، توسل و واسطه قراردادن پيامبر و اهل بيتش است؛ هر کس اين رمز يادش باشد و خدا را به اين خانواده قسم بدهد، قطعا دعاي او مستجاب خواهد شد.
دعاي جوشن کبير چه دعاي زيبايي است! هزار بار خدا را قسم مي دهيم. (اللّهمّ أذنت لي في دعائك و مسئلتك)[۸] خدايا تو اذن دادي که ما با تو صحبت کنيم و تو را صدا بزنيم و ما صد بار بگوييم: (سُبْحَانَكَ يَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ)[۹] خدايا به داد ما برس، خدايا به داد ما برس، ما را از آتش جهنم نجات بده. خيلي بعيد مي دانم گروهي دسته جمعي در اين ايام قرآن را واسطه قرار بدهند، معصومين را واسطه قرار بدهند و هزار بار نام خدا و اسماء و صفات او را بياورند که قطعاً در بين اين نام ها اسم اعظم خدا هم هست و صد بار از خدا بخواهند که ما را از آتش جهنم خلاص کن و خداوند اجابت نکند. مسلماً دعا مستجاب مي شود و لطف و نظر خدا شامل حال ما خواهد شد.

حجة الاسلام و المسلمين فرحزاد
[۱] شيخ صدوق/ أمالي الصدوق/ ص:۹۴٫
[۲] شيخ صدوق/ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال/ ص : ۱۲۱٫
[۳] شيخ صدوق/ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال/ ص : ۱۰۹٫
[۴] شيخ صدوق/ أمالي الصدوق/ ص:۹۴٫
[۵] سيدبن طاووس/ الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف/ ج ۲/ ص : ۳۰۸٫
[۶] شيخ عباس قمي/ مفاتيح الجنان/ ص:۳۳٫
[۷] شيخ عباس قمي/ مفاتيح الجنان/۱/ ص:۲۲۵٫
[۸] ملاهادي سبزواري/ شرح الأسماءالحسنى/ ج۱/ ص:۶۱۸٫
[۹] شيخ عباس قمي/ مفاتيح الجنان/۱/ ص : ۸۶٫