ایثار – خاطره شماره ۱۳۱

در آخرین بار که با ایشان بودم در موقعیت شهید حیدری بین ایلام و مهران در کنار رودخانه کنجان چم، در بین دو کوه مستقر بودیم و بچه ها آنجا در حال آماده سازی خود برای عملیات بودند. صبح زود بچه ها را برای راهپیمایی روزانه به ارتفاعات بردیم و بعد از چند ساعت برای صرف صبحانه به طرف چادرها سرازیر شدیم که یکدفعه چند هواپیمای دشمن شروع به حمله کردند و تمامی منطقه را بمباران شیمیایی کردند. محسن آقا که هنوز به همراه نیروها بالا نیامده بود، با دیدن صحنه یک کیسه ماسک و لوازم مورد نیاز برای حمله شیمیایی را برداشت و سوار موتور شد و تا جایی که موتور کشش داشت با سرعت زیاد از بین گازهای شیمیایی که در آنجا کاملاً پراکنده شده بود حرکت کرد و وسایل را به بچه ها رساند و با یک شجاعت مثل زدنی تمامی گردان را جمع کرد به نحوی که کمترین آسیب ممکن به نیروها رسید و توانست با درایت کامل کل گردان را به عقب برگرداند تا پیش بینی های لازم در مورد نیروها صورت گیرد.
شهید سیدمحسن‌ حسنی‌
منبع: اطلاعات دریافتی از کنگره سرداران و ۲۳۰۰۰شهید استانهای خراسان