ایثار – خاطره شماره ۱۲۹

در مورد نحوه شهادت و آخرین شب حیات عباس یکى از دوستانش اینگونه نقل مى‏کرد: در آن شب در سنگر ما حال و هواى دیگرى بود تا نیمه شب به صحبت کردن با یکدیگر پرداختیم هنگامیکه همه از فرط خستگى خوابشان برد عباس بیدار ماند و تا صبح به علت گرمى بیش از حد هوا بچه ها را به وسیله مقوا باد مى‏زد تا راحت استراحت کنند موقع نماز صبح به عباس گفتم عباس جان دیشب تو اصلاً نخوابیدى حالا برو استراحت کن گفت نه دیشب آخرین شبى بود که پیش شماها بودم اصلاً احساس خستگى نمى‏کنم هنوز حرفش به اتمام نرسیده بود که یکى از برادران گفت بچه‏ها من دیشب خواب دیدم یکى از بچه ها این سنگر به شهادت رسیده با شنیدن این حرف عباس برخاست و گفت من مى‏روم غسل شهادت کنم بعد ظهر که عباس پست نگهبانى را تحویل گرفت بوسیله ترکش خمپاره به شهادت رسید.
شهید عباس‌ حسن‌زاده‌اول‌
منبع: اطلاعات دریافتی از کنگره سرداران و ۲۳۰۰۰شهید استانهای خراسان