ایثار – خاطره شماره ۱۲۴

هنگامی که تازه با دوستش شهید محمّد رفتاری در یکی از محله های شهر فقیر نشین فردوس اتاقی را از یک معمار با اجاره ای مختصر تهیه کرده بود. چون مجبور بود در شهر فردوس ادامه تحصیل بدهد فقط پنج شنبه ها و جمعه ها به منزل می آمد آن زمان من کلاس پنجم را گذرانده بودم و به علّت عدم تمکن مالی مجبور بودم برای گذراندن امور به قالی بافی مشغول شوم یک روز که برادرم آمده بود و با هم مشغول صحبت بودیم در حین کار من متوجّه شد که قیچی من اصلاً مناسب سن من نیست چون قیچی های قالی بافی قدیمی خیلی سنگین بود و هم بسیار کند بنابراین برای دختری به سن وسال من کار با یک قیچی قدیمی که فرسوده هم بود بی نهایت سخت و دشوار بود. برادرم پرسید چرا برای خودت از این قیچی های جدید که سبک تر و تیزتر هستند نمی خری؟ گفتم: آخر ۱۲۰ تومان است و من آنقدر پول ندارم اگر بتوانم ۲ قالی دیگر ببافم می توانم با دستمزدم یک قیچی جدید بخرم. تو نمی دانی کار با آنها چقدر راحت و سریع است تازه بافت قشنگتری هم تحویل می دهد. از این ماجرا مدّتی گذشت تا یک روز که برادرم از فردوس بر گشت یک جفت دمپایی و یک قیچی جدید برایم هدیه آورد بی نهایت خوشحال شدم می دانستم او تمام دستمزد فصل تابستانش را برای اجاره اتاق و تهیه کتاب و لوازم التحریر پرداخته است پس از او پرسیدم پول تهیه آنها را از کجا آورده است. در حالی که آماده رفتن به مسجد می شد پاسخ داد خدا ساخت تا اینکه بعد ها از زبان دوستش شهید محمود رفتاری فهمیدم برای صاحب خانه اش عملگی می کرده و در ازای بردن هر دانه آجر به طبقه فوقانی پنج ریال می گرفته و آنقدر در اوقات فراغت مدرسه به این کار مشغول بوده تا بالاخره پول خرید هدایا را تهیه کرده. حالا هر وقت به آن قیچی می نگرم ترک دستان برادرم پیش رویم مجسم می شود.
شهید سیدعلی‌ حاتمی‌
منبع: اطلاعات دریافتی از کنگره سرداران و ۲۳۰۰۰شهید استانهای خراسان