امام زمان علیه السلام – خاطره شماره ۹

زمانی که در اردوگاه عنبر بویم، روزی یک فیلم سیاسی ضد انقلابی برای بچه ها آوردند و گفتند باید بیایید و به تماشای آن بنشینید. بعد از چند دقیقه من همراه چند نفر از بچه ها طاقت نیاوردیم و آن جا را ترک کردیم و جلسه به هم خورد.
عراقی ها شب به آسایشگاه آمدند و بچه هایی را که جلسه را ترک کرده بودند، جمع کردند و به قسمتی دیگر از اردوگاه بردند. در آن جا ما را حدود یک ساعت تمام با کابل زدند؛ طوری که دیگر همه کلافه شده بودیم. در میان ما نوجوان دوازده ساله ای هم بود که او را می زدند و واقعاً هم محکم می زدند و از او می خواستند به امام توهین کند؛ ولی او مقاومت می کرد و فریاد ” یا صاحب الزمان ” سر می داد.
محبی – محمدجواد
منبع: کتاب رمزمقاومت جلد۲، صفحه:۴۱